شمارهٔ ۱۱۲
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به توصیف چهرهٔ محبوبش میپردازد و میگوید که هیچ چیزی به اندازهٔ عشق او نمیتواند روح را شاد کند. همچنین بیان میکند که علم و عقل بدون عشق بیفایدهاند و نمیتوانند به درک واقعی عشق و حالتی که آن به وجود میآورد، برسند. در نهایت، شاعر میگوید که در نزد محبوبش، هیچ حایلی غیر از خود او وجود ندارد.
ماه پیش رخ تو تاب نداشتتاب روی تو آفتاب نداشت
هوش مصنوعی: ماه پیش از زیبایی تو، نور و درخششی نداشت و تابش روشنایی تو، از آفتاب هم بیشتر است.
عقل با عشق تو ثبات نکردشمع آتش بدید وتاب نداشت
هوش مصنوعی: عقل در برابر عشق تو استقامت نداشت و مانند شمعی که آتش را میبیند، نتوانست دوام بیاورد.
عاشق روی همچو خورشیدتشب چو چشم ستاره خواب نداشت
هوش مصنوعی: عاشق چهرهات هستم، همچون نور خورشید. در شب، چشمانم مانند ستارهها بیخواب و restless هستند.
آنچنان روی چون توان دیدنکه به جز نور خود نقاب نداشت
هوش مصنوعی: آنقدر زیبایی تو خیرهکننده است که هیچ چیزی جز روشنی خودت نمیتوان دید.
در جهان هیچ چیز جز عشقتبهر مستی ما شراب نداشت
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ چیز به جز عشق تو برای خوشحالی و لذت ما مثل شراب نیست.
دل که در وی نباشد آتش عشقچشمه زندگیش آب نداشت
هوش مصنوعی: وقتی دل در جایی نیست، آتش عشق نیز در آنجا وجود ندارد و در نتیجه زندگی آن مکان خالی از انرژی و شور و نشاط خواهد بود.
بزبان کرم سگم خواندیچون منی حد این خطاب نداشت
هوش مصنوعی: من به زبان کرموار و حقیر خودم صدایت را میزنم، ولی تو به من اهمیت نمیدهی و حد و مرز این نوع صحبت کردن را نمیشناسی.
عاقل از عشق هیچ بهره نیافتخارجی مهر بو تراب نداشت
هوش مصنوعی: عاقل هیچ سودی از عشق نبرد، زیرا که کسی که دلش به عشق پاک و حقیقی تعلق ندارد، نمیتواند طعم واقعی آن را بچشد.
عقل اگر چند عقدها حل کردمشکل عشق را جواب نداشت
هوش مصنوعی: عقل هرچند مسائل پیچیده را میتواند حل کند، اما در مورد عشق پاسخ روشنی ندارد.
علم بی عشق هیچ سود نکردعمل مبتدع ثواب نداشت
هوش مصنوعی: دانش بدون عشق هیچ فایدهای ندارد و عملهایی که با نیت نادرست انجام شوند، پاداشی نخواهند داشت.
بر در دوست سیف فرغانیبجز از خویشتن حجاب نداشت
هوش مصنوعی: در کنار دوست سیف فرغانی، جز خودمان هیچ مانعی وجود نداشت.