شمارهٔ ۲۵۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ابراز عشق و عدم توانایی خود در زندگی بییار اشاره دارد. او بیان میکند که بدون معشوقش هیچ کاری نمیتواند انجام دهد و همه تلاشهایش بیثمر است. شاعر به مقامات و نشانههای عشق و امید اشاره میکند و بیان میکند که کارهایش همچون کاشت درخت و زراعت، انتظار نتیجهای مثبت را دارد اما تنها خاری سراغش آمده است. او در نهایت میگوید که صحبت در مورد عشق و معشوق دیگر به آسانی میسر نیست و احساسات عمیقتر از آن هستند که تنها با کلمات بیان شوند.
بیا که بی تو مرا کار برنمی آیدمهم عشق تو بی یار برنمی آید
هوش مصنوعی: بیا که بدون تو هیچ کاری از دستم برنمیآید؛ عشق تو بدون حضور تو بیفایده و بیمعناست.
مرا بکوی تو کاری فتاد،یاری دهکه جز بیاری تو کار برنمی آید
هوش مصنوعی: به کمک تو نیاز دارم، زیرا بدون یاری تو هیچ کاری از دستم برنمیآید.
مقام وصل بلندست ومن برونرسمسگش چو گربه بدیواربر نمی آید
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به جایگاه والای وصال اشاره میکند و میگوید که او به این مقام دست نخواهد یافت. همچنین از یک تشبیه استفاده میکند، که در آن خود را به گربهای تشبیه میکند که نمیتواند از دیوار بالا برود، در حالی که به تمسخر به سگ وصال اشاره میکند. در حقیقت، او احساس میکند که به خاطر نداشتن توانایی یا شرایط مناسب، نمیتواند به این مقام برسد.
ازآن درخت که درنوبهار گل رستیببخت بنده به جز خار برنمی آید
هوش مصنوعی: از درختی که در بهار گل میدهد، هیچ چیزی جز خار برای این بنده حاصل نمیشود.
چو شغل عشق تو کاری چو موی باریکستازآن چو موی بیکبار برنمی آید
هوش مصنوعی: عشق تو کار دشواری است، مانند مویی که بسیار نازک است. به همین دلیل، برای رسیدن به آن، باید مکرر تلاش کرد و نمیتوان به سادگی به نتیجه رسید.
بآب چشم برین خاک در نهال امیدبسی نشاندم و بسیار برنمی آید
هوش مصنوعی: با اشکِ چشمانم، بر این زمینِ خاکی، نشانههای زیادی از امید را کشت کردم، اما نتیجه چندانی نمیگیرم.
سزد که مزرعه را تخم نو کنم امسالکه آنچه کاشته ام پابرنمی آید
هوش مصنوعی: سال جاری باید مزرعه را با بذر جدیدی پر کنم، زیرا آنچه قبلاً کاشتهام نتیجهای نمیدهد.
ز ذکر شوق خمش باش سیف فرغانیکه آن حدیث بگفتار برنمی آید
هوش مصنوعی: در یادآوری احساس شوق، خاموش باش، زیرا که آن داستان با سخن گفتن به دست نمیآید.
میان عاشق و معشوق بعد ازاین کاریستکه آن بگفتن اشعار برنمی آید
هوش مصنوعی: در رابطه عاشق و معشوق، از این پس کارهایی انجام خواهد شد که حتی بیان آن با شعر هم ممکن نیست.