شمارهٔ ۴۱۰
هوش مصنوعی: غنچه به لبخندی به سمت صحرا نمیرویم، چون گل نمیخندیم که به تماشا برویم. ما در کوی مادر به مانند اصحاب کهف مقیم هستیم و اگر کسی به ما سنگ بیندازد، همچون سگ از جا نمیرویم. کوی معشوق و در دوست از هر جا بهتر است و ما ترجیح میدهیم همینجا بمانیم. اگر نتوانیم به در او برسیم، مانند سگ میمیریم و از آن در بیرون نمیرویم. دلهای ما پر از خون است و مانند گل نمیخواهیم از هم دور شویم. اگر رفتن به باغ برایت خوشایند نیست، پرده را کنار بزن تا گلستان را ببینیم و نرویم. بیپروا بر ما پایکوبی کن، چون از سر کوی تو خواهیم مرد و فرار نخواهیم کرد. و سعی کن با دوست بدرفتاری نکنی، زیرا در این حال، از چیزی که دوست داشتیم هم ما نمیرویم. تو وعدهای به شب وصال دادی و میترسیم که فراموشکاری کنی اگر ما تقاضا نکنیم.
غنچه چون کرد تبسم سوی صحرا نرویمگل بخندی زمانی بتماشا نرویم
هوش مصنوعی: زمانی که غنچه با لبخند به سوی دشت مینگرد، ما هم به تماشای گل نمیرویم و نمیخندیم.
مادرین کوی مقیمیم چو اصحاب الکهفگر کسی سنگ زند همچو سگ از جا نرویم
هوش مصنوعی: ما در کوی محبوب خود ساکنیم و مانند یاران غار (اصحاب الکهف) استوار و مقاوم هستیم. اگر کسی به ما سنگ پرتاب کند، همچون سگی از جا نخواهیم رفت و در برابر مشکلات تسلیم نخواهیم شد.
کوی معشوق و در دوست بهست از همه جایما هم اینجا بنشینیم و بصحرا نرویم
هوش مصنوعی: محل حضور معشوق و دوستی، از هر جای دیگری برای ما بهتر است. بنابراین بیایید همینجا بمانیم و به صحرا نرویم.
ور بنانی نرسیم از در او بر در اوچون سگ از فاقه بمیریم و بدرها نرویم
هوش مصنوعی: اگر نتوانیم به محبوب خود نزدیک شویم، بهتر است همچون سگی وفادار از دور به او نگاه کنیم و هرگز به درون او راه پیدا نکنیم.
با دل پر خون چون غنچه بهم آمده ایمما ببادی چو گل ای دوست ز هم وانرویم
هوش مصنوعی: ما با دلی پر از درد و غم مانند غنچهای به هم پیوستهایم. ای دوست، وقتی بادی میوزد، مانند گل از هم جدا نمیشویم.
گر ببستان شدن از ما نپسندی ز آن رویپرده برگیر و گلستان بنما تا نرویم
هوش مصنوعی: اگر از ما در باغها خوشت نمیآید، پس پرده را کنار بزن و گلستان را نشان بده تا ما دور نشویم.
بطرب دست بزن بر سر ما پای بکوبکز سر کوی تو گر سر برود ما نرویم
هوش مصنوعی: بزن به سر ما و با پا به زمین بکوب که اگر سر ما هم برود، ما از کوی تو دور نخواهیم شد.
سیف فرغانی با دوست بگو جور مکنکه بدین مروحه ما از سر حلوا نرویم
هوش مصنوعی: با دوستت صحبت کن و بگو که به ما سخت نگیر، چرا که ما از این وضعیت خوب و شیرین جدا نخواهیم شد.
وعده دادی به شب وصل (خودو) می ترسیمکه فراموش کنی گر بتقاضا نرویم
هوش مصنوعی: تو وعده دادی که در شب وصال به ما ملحق شوی، اما میترسیم که اگر از تو درخواست نکنیم، فراموشمان کنی.