شمارهٔ ۴۷۰
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به عشق و پیوستن به مسیر عشق است. شاعر به دلها سفارش میکند که با عشق پیمان ببندند و در این میدان به حرکت ادامه دهند. او به مسیری اشاره میکند که در آن روح و جان در حال سفرند و بر ضرورت درک عمیق و هشیاری تأکید میکند. شاعر میگوید که برای رسیدن به معشوق باید از خود و اندیشههای غیرضروری کناره گرفت و با جمع درویشان همراه شد.
در نهایت، شاعر هشدار میدهد که زندگی گذراست و باید از افتادن در دامهای دنیا دوری کرد، زیرا این دنیا ویران است. او تشویق میکند که به جای درمان درد، به معنای عمیقتر زندگی بپردازیم و هرگز از جستجوی حقیقت باز نایستیم.
دلا با عشق کن پیمان و می روقدم در نه درین میدان و می رو
هوش مصنوعی: ای دل، با عشق پیمانی ببند و در این میدان قدم بگذار و پیش برو.
درین کو خفتگان ره نوردنددرآ در زمزه ایشان و می رو
هوش مصنوعی: در این راه، خوابزدهها به سفر رفتهاند، بیا و به صدای آنها گوش کن و همراهشان برو.
دل اندر بند جان جانان نیابیزجان برگیر دل ای جان و می رو
هوش مصنوعی: دل خود را در قید و بند عشق معشوق نگذار و از جان خود دور شو. ای محبوب، دل را رها کن و به سوی آزادی برو.
ترا آن دوست می خواند بر خودتو نیز آن دوست را می خوان و می رو
هوش مصنوعی: دوست تو تو را صدا میزند، حالا تو هم آن دوست را بخوان و به سوی او برو.
بدل هشیار باش و اندرین راهمکن اندیشه چون مستان و می رو
هوش مصنوعی: هشیار باش و در این مسیر، مانند افراد مست فکر نکن و بیهدف نرو.
چو در راه آمدی از هستی خودسری در هر قدم می مان و می رو
هوش مصنوعی: وقتی که در مسیر زندگی قدم میگذاری، در هر گام از وجود و هویت خود نکتههایی را پشت سر بگذار و به راهت ادامه بده.
اگر چه نفس تو اسبیست سرکشدرین ره چون خرش می ران و می رو
هوش مصنوعی: اگر چه وجودت مانند اسبی سرکش و بیقرار است، اما در این مسیر باید مانند یک الاغ کار کنی و پیش بروی.
برو گر دست یابی برنشینشولی پایی همی جنبان و می رو
هوش مصنوعی: اگر میتوانی به او برسید و بر روی او بنشینی، اما همزمان پایت را نیز تکان بده و برو.
وگر در ره بزادت حاجت افتداز آب روی خود کن نان ومی رو
هوش مصنوعی: اگر در مسیر تو نیاز به کمک پیش بیاید، با زیبایی خود نان و شراب بیاور.
بره تنها رود ره گم کند مرددرآ در خیل درویشان و می رو
هوش مصنوعی: برهای که به تنهایی حرکت کند، ممکن است راه را گم کند. بنابراین، ای مرد! به جمع درویشان بپیوند و به مینوشی بپرداز.
تو همچون قطره ای، خاکت خوهد خوردمبر از صحبت یاران و می رو
هوش مصنوعی: تو مانند یک قطره هستی که در خاک حل میشود، بنابراین از صحبت با دوستانت دوری کن و برو.
اگر در ره بجیحونی رسیدیدرو پیوند چون باران و می رو
هوش مصنوعی: اگر در مسیر زندگی به جایی رسیدی که دلت میخواهد، مانند باران با لطافت و شادابی در آن جا بمان و از آن بهرهمند شو.
چو جیحونت به دریایی رسانیدقدم بر آب نه آسان و می رو
هوش مصنوعی: وقتی که جیحونت (نهر تو) به دریایی بزرگ میرسد، قدم گذاشتن بر روی آب کار سادهای نیست، پس به راهت ادامه بده.
از آن پس گر خوهی چون ابر دربارهمی کش بر هوا دامان و می رو
هوش مصنوعی: از آن زمان اگر خواستی مانند ابرها در آسمان پراکنده شوی، دامان خود را بر زمین بکش و به آرامی حرکت کن.
بفر سایه خود همچو خورشیدگهر می پرور اندر کان و می رو
هوش مصنوعی: سایهات را مانند خورشید بگستر، تا بتوانی گنج و زیباییها را در دل خاک پرورش دهی و به سمت زندگی و پیشرفت حرکت کنی.
هم از خود می شنو علمی که می گفتخضر با موسی عمران و می رو
هوش مصنوعی: من هم از خودم میشنوم که میگوید خضر با موسی فرزند عمران، همراه میرود و چیزهایی را یاد میدهد.
مدان این راه (را) پایان و می پویمجوی این درد را درمان و می رو
هوش مصنوعی: به این فکر نباش که این مسیر انتهایی دارد و در جستجوی درمان این درد نباش. فقط به حرکت ادامه بده.
جهان ای سیف فرغانی خرابستمنه رخت اندرین ویران و می رو
هوش مصنوعی: دنیا، ای سیف فرغانی، ویران است. لباس خود را در این خرابه از تن درآور و برو.