غزل شمارهٔ ۱۲۲
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر به بیان احساسی عمیق و دلتنگی برای معشوق میپردازد. او به زیبایی و قدرت نگاه معشوق اشاره میکند و میگوید که چنین نگاهی دل را میآزارد. شاعر در ادامه درباره اسارت ذهنی و عاطفی از عشق و عدم توانایی برای بیان غمهایش صحبت میکند. او همچنین بر این نکته تأکید میکند که عشق و آرزوهایش برای وصال معشوق، بسا سنگینتر از بار کوه است. در نهایت، شاعر امید دارد که معشوق گهگاهی نگاهی به او بیندازد و تصریح میکند که هیچ چیزی به اندازه عشق و آرزوی معشوق، رنجآور و در عین حال زیبا نیست.
ایمن از تیر نگاه تو دل زاری نیستمردم آزارتر از چشم تو بیماری نیست
هوش مصنوعی: نگران آسیبهای نگاه تو نیستم، زیرا قلب من آزار بیشتری از چشمان تو نمیبیند.
باز در فکر اسیران کهن افتادیبه کمند تو مگر تازه گرفتاری نیست
هوش مصنوعی: دوباره به یاد زندانیان قدیمی افتادی و به دام تو افتادهاند، آیا این نشانهای از تازهتر شدن گرفتاریت نیست؟
کی تواند که به سر تاج سلیمانی زدهر که از لعل تواش خاتم زنهاری نیست
هوش مصنوعی: کیست که بتواند بر سر تاج سلیمان بنشیند، در حالی که هیچ کس از زیبایی و درخشش تو برخوردار نیست؟
هرگز آن دولت بیدار نصیبش نشودهر که را وقت سحر دیدهٔ بیداری نیست
هوش مصنوعی: هر کس که در صبح زود و سحرگاهی بیدار نباشد، هرگز به خوشبختی و سعادت واقعی نخواهد رسید.
دامن گوهر مقصود به دستش نفتدهرکه را در دل شب چشم گهرباری نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که در دل شب توانایی دیدن زیباییها و ارزشها را نداشته باشد، به مقصود و هدف خود نمیرسد و نمیتواند آن چیزی را که به دنبالش است بیابد.
قدمی بیش نماندهست میان من و دوستلیکن از ضعف، مرا قوت رفتاری نیست
هوش مصنوعی: میان من و دوست فقط یک قدم فاصله است، اما از خستگی و ضعف نمیتوانم اقدامی کنم.
ای که گفتی غم دل در بر دلدار بگوخود چه گویم که مرا قدرت گفتاری نیست
هوش مصنوعی: ای کسی که گفتی غم دل را در کنار محبوب بیان کن، من خود را چگونه بیاورم که قدرت سخن گفتن ندارم.
کاشکی بار غمش بر کمر کوه نهندتا بدانند که سنگینتر از این باری نیست
هوش مصنوعی: ای کاش بتوانند بار غم او را بر دوش کوه بگذارند تا همه بفهمند که هیچ چیزی به این اندازه سنگین و دشوار نیست.
گاهی ار حضرت معشوق نگاهی بکندخوش تر از مشغلهٔ عشق دگر کاری نیست
هوش مصنوعی: گاهی یک نگاه از سوی محبوب به انسان، از تمام درگیریها و مشغلههای عشق، دلپذیرتر و شگفتانگیزتر است.
یار از پرده هویدا شد و یاران غافلیوسفی هست دریغا که خریداری نیست
هوش مصنوعی: دوست نازنیننمایان شد و دیگر دوستان در غفلت به سر میبرند، مانند یوسف که در چاه است و افسوس که کسی نیست که او را بخرد و از این وضع نجات دهد.
اثری در نفس پیر مغان است ار نهسبحهٔ شیخ کم از حلقه زناری نیست
هوش مصنوعی: اثر و تأثیر روحانی در وجود عالم بزرگ و پیر مغان وجود دارد و اگر این اثر نباشد، در حقیقت تسبیح شیخ هم چیزی کمتر از نوار زنی نیست.
از لب ساقی سر مست فروغی ما رانشئهای هست که در خانه خماری نیست
هوش مصنوعی: از لب ساقی، ما نشئهای را تجربه میکنیم که در خانهام هیچ نشانهای از خماری وجود ندارد.