غزل شمارهٔ ۱۲۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و حسرت اشاره میکند. او از زیبایی چشمان یک محبوب و تأثیر آن بر احساساتش میگوید. در حالی که دلش از حسرت شیرینی کلام معشوق تنگ میشود، به یاد میآورد که محبوبش چقدر مظهر شکر و لبخند بوده است. احساس ناامیدی و اندوه در وجود او به خاطر فقدان این زیباییها نمایان است. همچنین، او گریزی به تأثیر عشق بر زندگیاش میزند و آرزو میکند که محبوب نگاهی به او بیندازد تا بداند عشقش چقدر عمیق و شیدا است. در پایان، شاعر به گفتگویی که در کلیسا با شخصی به نام «ترسا» داشته، اشاره میکند و آن را به عنوان نشانهای از وجود زیباییهای آسمانی و زمینی در عشق خود میبیند.
گر نه آن ترک سیه چشم سر یغما داشتمژه را بهر چه صف در صف و جا بر جا داشت
هوش مصنوعی: اگر آن دختر سیاهچشم، سروی زیبا نداشت، پس چرا مژههایش اینگونه در صفای زیبا و مرتب قرار گرفتهاند؟
تلخ کامی مرا دید و ترش روی نشستآن که صد تنگ شکر در لب شکرخا داشت
هوش مصنوعی: کسی که طعم تلخی را احساس کرده بود، به چهرهای ناراحت و دلگیر نشسته بود؛ در حالی که آن فرد، خود، میبایست شیرینی را بچشد و شکر را در دستانش داشته باشد.
جانم آمد به لب از حسرت شیرین دهنیکه در احیای دل مرده دم عیسی داشت
هوش مصنوعی: جانم به تنگ آمده از آرزوی دلنشین کسی که با لبان شیرینش، جان تازهای به دل بیروح من میبخشد.
شاهدی تشنه لبم کشت که از غایت لطفچشمهٔ آب بقا در لب جان بخشا داشت
هوش مصنوعی: یک معشوقه با لبهایی تشنه و زیبا دارم که با مهربانیاش باعث شد من به زندگی و زندگیام ادامه دهم.
بخت بد بین که ز اندوه کسی جان دادمکز پی کاهش غم روی نشاط افزا داشت
هوش مصنوعی: بخت ناخوشایند من باعث شد که از غم کسی جان بدهم که به خاطر کاهش غم، جهانی پر از شادی داشت.
دل دیوانه از آن کوی به حسرت میرفتولی از سنبل او سلسلهها برپا داشت
هوش مصنوعی: دل دیوانه با حسرت به آن کوی میرفت، اما به خاطر عطر سنبل او، زنجیرهایی از عشق به پا داشت.
وقت کشتن نظری جانب قاتل کردندتیغ بر گردن عشاق چه منتها داشت
هوش مصنوعی: در زمان کشتن، توجهی به قاتل شد؛ و شمشیر بر گردن عاشقان چه انتظارها و زحماتی را به همراه داشت.
کاش بر حسن خود آن ماه نظر بگشایدتا بداند که چرا عشق مرا شیدا داشت
هوش مصنوعی: ای کاش آن ماه زیبا به زیباییاش نظر کند تا بداند چرا عشق من به او اینقدر زیاد است و مرا دیوانه کرده.
دوش از وجد فروغی به کلیسا میگفتکه مرا جلوهٔ ترسابچهای ترسا داشت
هوش مصنوعی: شب گذشته من از شادی و الهام به کلیسا میرفتم و میگفتم که جلوهای زیبا و آتشین از یک جوان مسیحی را تجربه کردهام.