غزل شمارهٔ ۱۹۵
هوش مصنوعی: این شعر به معشوقی میپردازد که با زیبایی و جذابیت خاص خود، قادر است احساسات عمیقی را در دل عاشق برانگیزد. شاعر به تأثیر چشمان مست و شگفتانگیز او بر جان و دل خود اشاره میکند و میگوید که اگر او از خواب بیدار شود، حوادثی شگرف در عالم رخ خواهد داد. همچنین بیان میکند که در کنار این جوان جذاب، حتی پیران نیز جوانی دوباره مییابند. شاعر در نهایت به احساس ضعف و بیتابی خود در نبود معشوق اشاره میکند و میترسد که عشقش او را از پا بیندازد. شعر همچنین به تصویرسازی زیبایی از طبیعت و رابطههای عاشقانه میپردازد و در پایان، حسرت و longing شاعر را نسبت به معشوقش به تصویر میکشد.
چشم مستش اگر از خواب گران برخیزدای بسا فتنه که در دور زمان برخیزد
هوش مصنوعی: اگر چشمان زیبایش از خواب عمیق بیدار شود، ممکن است فتنههای زیادی در دنیا به وقوع بپیوندد.
از پی جلوه گر آن سرو روان برخیزددل به عذر قدمش از سر جان برخیزد
هوش مصنوعی: به دنبال زیبایی آن سرو قد بلند، دل به احترام قدمهایش از جان بلند میشود.
عجبی نیست که در صحبت آن تازه جوانپیر بنشیند و آن گاه جوان برخیزد
هوش مصنوعی: جالب نیست که در صحبت آن جوان شاداب، فردی سالخورده و پخته بنشیند و بعد از مدتی، جوان از جا بلند شود و برود.
ضعفم از پای درانداخت خدایا مپسندکه ز کویش تن بی تاب و توان برخیزد
هوش مصنوعی: خدایا، نگذار که ضعف و ناتوانی به من غلبه کند و نیرویی پیدا کنم که از ناامیدی و دلشکستگیام برگردم و راهی به سوی تو بیابم.
ترسم افزونی صیدی که در این صیدگه استنگذارد که خدنگش ز کمان برخیزد
هوش مصنوعی: میترسم که در این دام گسترده، شکارچی نتواند تیرش را رها کند و از کمان جدا شود.
خون به پیمانه کشی مغبچگان بنشینندکس نیارد ز در دیر مغان برخیزد
هوش مصنوعی: در جایی که عیش و نوش حاکم است و مردم به خوشگذرانی مشغولاند، هیچکس از درِ دیر و میخانه خارج نمیشود.
با کمان خانهٔ ابرو گذر انداز به شهرکز دم تیر تو شهری به امان برخیزد
هوش مصنوعی: با ابروی خمار و کمانی که بهدست داری، به شهر برو و با زیباییات به آنجا رونق بده. چون که تیر زیبایی تو میتواند شهری را به آرامش و امنیت برساند.
گر بدین پستهٔ خندان به چمن بنشینیغنچه از شاخ به صد آه و فغان برخیزد
هوش مصنوعی: اگر در این باغ پر از گل و شادابی بنشینی، غنچهها از روی درخت با صدای آه و نالهای بیدار خواهند شد.
گر پس از مرگ قدم بر سر خاکم بنهیاستخوانم ز لحد رقصکنان برخیزد
هوش مصنوعی: اگر بعد از مرگ بر سر خاک من بایستی، استخوانهایم از قبر با شوق و شادی بلند خواهند شد.
آخر ای سرو خرامنده، فروغی تا چنداز سر راه تو حسرت نگران برخیزد
هوش مصنوعی: ای سرو زیبا و متکبر، تا کی آدمهای حسرتخور از دوری تو در آرزوی دیدن تو ناراحت و نگران باقی خواهند ماند؟