غزل شمارهٔ ۲۱۳
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر ایرانی، به توصیف عشق و مصیبتهای ناشی از آن میپردازد. شاعر به ستمی که بر عاشقان میرود اشاره میکند و بیان میکند که در عشق، درد و رنج زیادی وجود دارد. او به قتل عشق و وعدههایی که داده میشود، اشاره میکند و از معجزههایی که به عشق نسبت داده میشود، سخن میگوید.
شاعر به سرنوشت حتمی جان عاشقان و توهمات در مورد روز محشر اشاره میکند و از درد دل و نیشهای کلامی که بر سر عاشقان میرود، مینویسد. او با استفاده از تصاویری تأثیرگذار، نشان میدهد که عشق چگونه میتواند زندگی را تحت تأثیر قرار دهد و چه مشکلات و رنجهایی برای عاشقان به همراه داشته باشد.
به طور کلی، شعر به بررسی عواطف انسانی و چالشهای عشق میپردازد و توانایی عشق در تسخیر دلها را بیان میکند.
قتل ما ای دل به تیغ او مقدر کردهاندغم مخور زیرا که روزی را مقرر کردهاند
هوش مصنوعی: ای دل، تقدیر این است که او ما را خواهد کشت، اما نگران نباش، چون روزی که همه چیز مشخص است، تعیین شده است.
هر کجا ذکری از آن جعد معنبر کردهاندمشک چین را از خجالت خاک بر سر کردهاند
هوش مصنوعی: هر جا که نام زیبای او برده شده، مشک چین (شاعر) از شرم و حیا بر سر خود خاک افکنده است.
تا ز خونت نگذری، مگذار پا در کوی عشقزان که اینجا خاک را با خون مخمر کردهاند
هوش مصنوعی: تا زمانی که از عشق و احساسات عمیق خود عبور نکنی، قدم به مسیر عشق نگذار، زیرا در اینجا خاک و سرنوشت را با خون و تلاش همراه کردهاند.
عاشقانش را به محشر وعدهٔ دیدار دادساده لوحی بین که این افسانه باور کردهاند
هوش مصنوعی: عاشقان را به روز قیامت وعدهی ملاقات دادهاند، اما بعضی افراد به سادگی به این داستان اعتماد کردهاند و آن را حقیقت میدانند.
با لب لعل بتان هیچ از کرامت دم مزنزان که اینان معجز عیسی مکرر کردهاند
هوش مصنوعی: با لبهای زیبای بتها هیچ سخنی از کرامت و بزرگواری نزن، زیرا اینها معجزه عیسی را مکرر کردهاند.
هر سر موی مرا در دیدهٔ بدبین اوگاه نوک خنجر و گه نیش نشتر کردهاند
هوش مصنوعی: هر یک از موهای من در چشم آن بدبین مثل نوک خنجر یا نیش زخم میزند.
تا شب هجرانش آمد روشنم شد مو به موآن چه با تقصیرکاران روز محشر کردهاند
هوش مصنوعی: وقتی شب جدایی او فرارسید، به تدریج متوجه شدم که چه بر سر گناهکاران در روز قیامت خواهد آمد.
تا به بازار تو جان دادم نکو شد کار منسودمندان کی ازین سودا نکوتر کردهاند
هوش مصنوعی: من با حضور در بازار تو زندگیام را به دست آوردم و کارم به خوبی پیش رفت. آیا آدمهای ثروتمند از این معامله بهتر کردهاند؟
تو به ابرو کردهای تسخیر دلها گر مدامخسروان از تیغ عالم را مسخر کردهاند
هوش مصنوعی: تو با زیبایی ابروهایت، دلها را تسخیر کردهای، حتی اگر پادشاهان و قدرتمندان دنیا هم با قدرت و تیغ خود بر دیگران مسلط شوند، تاثیر زیبایی تو نمیتواند نادیده گرفته شود.
تو ز مژگان کردهای با قلب مشتاقان خویشآن چه جلادان سنگین دل ز خنجر کردهاند
هوش مصنوعی: تو با چشمانت دلهای عاشقان را آزار میدهی، همانطور که جلادان با چاقو به جان مردم میافتند.
صورتی را کاو ز کف دین فروغی را ربودمعنیش در پردهٔ خاطر مصور کردهاند
هوش مصنوعی: صورت زیبا و درخشانی که از دست دین گرفته شده، به گونهای در دل و ذهن من جای گرفته و به تصویر درآمده است.