غزل شمارهٔ ۲۷۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییهای معشوق خود اشاره میکند و از عشق و دلباختگی صحبت میکند. او از معشوق میخواهد که در زیبایی و لطافت گیسوانش محصور باشد و خود را به زنجیر عشق ببندد. شاعر همچنین به تشبیه معشوق به شاهدان زیبا و شیرینزبان پرداخته و بر لذتهای عشق تأکید میکند. با تصاویری از شراب و زیباییهای دنیوی، شاعر به تحسین معشوق میپردازد و در عین حال به درد و رنجهای عشق اشاره میکند. او میگوید که اگر کسی به عشق واقعی دست یابد، باید خود را در حضور معشوق فراموش کند و به عشق و خدمت به او بپردازد. در نهایت، شاعر خود را به عنوان مداح و ستایشگر عشق معرفی میکند.
دلا مقید آن گیسوان پرچین باشدر این دو سلسله خاقان چین و ماچین باش
هوش مصنوعی: ای دل، خود را درگیر آن موهای بلند و زیبا کن و در این دو جهان به مانند حکمرانان چین و ماچین زندگی کن.
غلام خواجه عنبرفروش نتوان شداسیر حلقهٔ آن چین زلف مشکین باش
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم مانند بندهای برای کسی باشم که در زلفهای مشکی خودم را اسیر کند.
چو شاهدان شکرخنده در حدیث آیندتو در مشاهده آن دهان نوشین باش
هوش مصنوعی: وقتی که شاهدان با لبخند شیرینشان در صحبتها ظاهر میشوند، تو باید به تماشای آن دهان خوشبوی آنان مشغول باشی.
اگر به شربت شمشیر او سری داریحریف ضربت آن بازوان سیمین باش
هوش مصنوعی: اگر با قدرت و تیزی شمشیر او روبرو هستی، باید خود را برای تحمل ضربات آن بازوهای قوی آماده کنی.
بده به شیوهٔ فرهاد جان به شیرینیمرید پستهٔ شکرفشان شیرین باش
هوش مصنوعی: به سبک فرهاد، عشق و شادی را به دل مرید ببخش و مانند پستهای که با شکر شیرین شده، خودت نیز شیرین و دلپذیر باش.
شبی ز روی عرقناک او سخن سر کنپی شکستن بازار ماه و پروین باش
هوش مصنوعی: یک شب درباره زیبایی چهرهاش صحبت کن و به خاطر جذابیتهای آن، بازار ماه و ستارهی پروین را بشکن.
ببین خرابی دوران چرخ مینا رنگتو هم خراب ز جام شراب رنگین باش
هوش مصنوعی: به تأثیرات منفی زمان و روزگار دقت کن که چگونه بر زیبایی و رنگ تو نیز تأثیر گذاشته است، گویی که رنگ تو از شراب رنگین دچار زوال شده است.
چرا ز سینه برون رفتی ای کبوتر دلکنون ز طرهٔ او زیر چنگ شاهین باش
هوش مصنوعی: چرا ای کبوتر دل، از سینهام بیرون رفتی؟ حالا که زیر چنگال شاهین، به خاطر زیبایی او گرفتار شدهای.
نگار ساده اگر پیکرت به خون بکشدرهین منت سرپنجهٔ نگارین باش
هوش مصنوعی: اگر معشوق سادهدل تو را به دردسر بیندازد و به رنج بیندازد، باید از هنر و زیبایی او قدردانی کنی و به آن افتخار کنی.
اگر ز مسکنت اورنگ سلطنت خواهیبر آستانهٔ سلطان عشق مسکین باش
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به مقام و قدرتی دست یابی، باید در برابر عشق و محبت با دلسپردگی و humildity رفتار کنی و در عین حال خود را humble و در آغوش عشق قرار دهی.
گر از مقام مقیمان سدره بیخبریمقیم بارگه شاه ناصرالدین باش
هوش مصنوعی: اگر از مقام و مکان افرادی که در درخت سدره ثابت و پایدار هستند بیخبر هستی، پس در بارگاه پادشاه ناصرالدین حضور داشته باش.
ز فر طلعت او آفتاب تابان شوز قرب حضرت او آسمان تمکین باش
هوش مصنوعی: از زیبایی چهره او مانند آفتاب درخشان شو و از نزدیکی به مقام او همچون آسمان با اقتدار و عظمت باش.
گهی ز دولت او مستحق احسان شوگهی ز خدمت او مستعد تحسین باش
هوش مصنوعی: گاهی به خاطر لطف و بخشش او شایسته دریافت نعمت میشوی و گاهی به واسطه خدمت و تلاش خود، مستحق ستایش و قدردانی از او خواهی شد.
شها فروغی شاعر مدیح گستر تستگهی مراقب مدحت شعار دیرین باش
هوش مصنوعی: ای نور، تو شاعری هستی که در مدح و ستایش دیگران میدرخشی. گاهی با دقت به ستایش و شعارهای قدیمی توجه کن.