غزل شمارهٔ ۴۱۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و دلباختگی خود اشاره میکند. او از غافل شدن معشوقش از درد دل او میگوید و احساس ناتوانی در برابر جذبه و زیبایی او را بیان میکند. شاعر عذاب و رنجی را که از جدایی میکشد، توصیف میکند و به کممحلی معشوقش اشاره دارد که باعث گریههای بیاختیار او میشود. او با حسرت از امیدش در انتظار لبخند معشوق سخن میگوید و از بیقراری دلش مینالد. در نهایت، شاعر به بخت سیاهش و آرزوهایی اشاره میکند که هرگز محقق نشدهاند و longing for a moment of closeness و نزدیکی به محبوبش را ابراز میکند.
غافل گذشتی از دل امیدوار منرسوای اگر چنین گذرد روزگار من
هوش مصنوعی: تو به راحتی از دل امیدوار من گذشتی، و اگر اینطور روزگار من بگذرد، رسوا خواهم شد.
امشب به بزم خندهٔ بی اختیار توافزون نمود گریه بی اختیار من
هوش مصنوعی: امشب در محیط شاد و خندهات، گریهٔ ناخواستهام بیشتر شده است.
من نیستم حریف تو با صدهزار دلکز یک کرشمه میشکنی صدهزار من
هوش مصنوعی: من نمیتوانم با تو رقابت کنم، چرا که تو با یک نگاه از زیباییات میتوانی قلبهای زیادی را بشکنی، در حالی که من فقط یک دل دارم.
یک عمر را به روزه بسر بردهام مگرروزی لبت رسد به لب روزهدار من
هوش مصنوعی: من تمام عمرم را در روزهداری سپری کردهام، اما تنها یک روز آرزو دارم که لبهایت به لب روزهدار من برسد.
در زلف بی قرار تو باشد قرار دلبر یک قرار نیست دل بی قرار من
هوش مصنوعی: دل بیقرار من هیچ آرامشی ندارد، حتی اگر در زلف بیقرارت قرار بگیرد.
کشتی مرا و تا سر خاکم نیامدیآه از سیاهبختی خاک مزار من
هوش مصنوعی: کشتی من را به سر منزل نرساندی و تا سر خاک من نیامدی، افسوس بر بدبختی من که در کنار مزارم کسی نیست.
گویند از آن نگاه نهانی چه دیدهایپیداست آن چه دیدهام از خاک زار من
هوش مصنوعی: میگویند از آن نگاه پنهانی چه چیزی را دیدهای؟ آنچه من دیدهام، از حال و روز خودم است که مثل خاک و زار است.
بخت سیاه بین که دو چشمم سفید شددر کار گریهای که نیامد به کار من
هوش مصنوعی: آدم خوششانسی نیستم، چون چشمانم به خاطر گریهای که هرگز برایم پیش نیامد، سفید شد.
روز و شبی که مایهٔ چندین عقوبت استروز قیامت است و شب انتظار من
هوش مصنوعی: روز و شبی که به خاطر آن انسانها عذابهای فراوانی میبینند، در واقع روز قیامت و شبی است که من در انتظار آن هستم.
سر تا قدم کرشمه و ناز است و دلبریشاهین تیز پنجهٔ عاشق شکار من
هوش مصنوعی: تمام وجود او پر از زیبایی و ناز است و به گونهای نگاه میکند که مانند شاهینی تیزپا و ماهر در شکار، دل مرا تسخیر کرده است.
آن بختم از کجاست فروغی که روزگارروزی کند نشیمن او در کنار من
هوش مصنوعی: بخشایش من از کجا آمده است که این روزگار روزی مرا در کنار خودم فراهم کرده است؟