غزل شمارهٔ ۴۵۹
هوش مصنوعی: این شعر به احساس عمیق شاعر نسبت به معشوقش اشاره دارد. شاعر میگوید اگر معشوق توجه بیشتری به او داشت، هنری در او میدید و به حقیقت وجودش پی میبرد. او ابراز میکند که معشوق اگر چشمی بر او میگشود یا نگاهی به او میکرد، از دنیا قطع نظر میکرد و غم روز جزا را نمیدانست. شاعر معشوق را به آفتاب و ماه تشبیه میکند و حسرت میخورد که چرا معشوق از او غافل است. او در نهایت به این فکر میکند که اگر معشوق او را میدید، چقدر دنیا و احساساتش متفاوت میتوانست باشد.
با من اگر خواجه سری داشتیهر سر مویم هنری داشتی
هوش مصنوعی: اگر تو با من دوستی و نزدیکی داشتی، هر تار موی من برای تو ارزش و هنری خاص داشت.
بر تو شدی سر اناالحق عیانگر ز حقیقت خبری داشتی
هوش مصنوعی: اگر از حقیقت آگاهی داشتی، میتوانستی ببینی که وجود تو به حقیقت خودنمایی میکند.
غرق شدی ساکن بیت الحزنچون من اگر چشم تری داشتی
هوش مصنوعی: اگر تو هم دلشکسته و غمگین بودی مانند من، در دریای غم فرو میرفتی.
قطع نظر کردمی از کایناتجانب من گر نظری داشتی
هوش مصنوعی: اگر از جهان و همه چیز آن صرفنظر میکردم، و فقط به خودم توجه میکردم، تو میتوانستی با یک نگاه به من، همه چیز را دگرگون کنی.
دیدی اگر ماه مرا آفتابدیدهٔ حسرت نگری داشتی
هوش مصنوعی: اگر تو هم نگاهی به من میانداختی مانند آفتابی که به ماه مینگرد، حسرتی در دل داشتی.
کی غمی از روز جزا داشتمشام غمش گر سحری داشتی
هوش مصنوعی: من هیچ غمی از روز قیامت نداشتم؛ اگر شبی از غم تو آرامشی مییافتم.
روی تو را ماه فلک خواندمیگر لب هم چون شکری داشتی
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و درخشندگیات، تو را مانند ماه آسمان توصیف کردم، و اگر لبهایت نیز به شیرینی شکر بود، زیباییات دوچندان میشد.
قد تو را سرو چمن گفتمیگر رخ هم چون قمری داشتی
هوش مصنوعی: اگر چهرهات هم مانند قمری زیبا بود، میگفتم که قامت تو همچون سرو در چمن است.
کشت مرا حسرت آن ناتوانکش تو به بالین گذری داشتی
هوش مصنوعی: حسرت و افسوس من را کشت، چون تو تنها یک بار به بالینم سر زدی.
در دل آن ماه چه بودی اگرآه فروغی اثری داشتی
هوش مصنوعی: اگر در دل آن ماه، احساسی وجود داشت، نشانهای از روشنایی و تأثیر آن میتوانستی ببینی.