شمارهٔ ۱۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره حال و هوای عشق و شوق به معشوق است. شاعر در فضایی بهشتی و در فصل بهار به سر میبرد و از ساقی میخواهد که جامی پر از باده بیاورد. باده به عنوان نماد عشق و شور زندگی توصیف شده و با گل و دل عاشق مقایسه میشود. شاعر از گذشت زمان و سالهایی که بر عمر باده افزوده میشود، صحبت میکند و بیان میکند که حتی اگر بادهای خوب نباشد، همواره نمیتوان به آن دست یافت.
او از زندگی خوار و ذلیل خود بدون معشوق گله میکند و به درد و رنجی که از دوری معشوق میکشد اشاره میکند. در نهایت، شاعر میگوید که عاشقان در جستجوی معشوق به هیچ راه و رسم خاصی متعهد نیستند، و عشق حقیقتی است که آرامش و خواب را از آنها گرفته است.
مطربی زمزمه سر کرد سحر در گلزاررفتم از این غزل شاه به یک بار از کار
هوش مصنوعی: در صبح زود، وقتی که فضای گلزار پر از سر و صدا و زنبقها بود، مطربی شروع به خواندن کرد و من با یک بار شنیدن این غزل از شاه، به فکر رفتم.
«مجلس ما چو بهشت است در این فصل بهارخیز ای ساقی مستان قدح باده بیار
هوش مصنوعی: مجلس ما در این فصل بهار مانند بهشت است. ای ساقی، برخیز و برای مینوشان، جامی از باده بیاور.
باده هم چو گل احمر یا لالهٔ سرخباده هم چو دل عاشق یا روی نگار
هوش مصنوعی: شراب مانند گل سرخ است و شادابی آن به دل عاشق یا چهره معشوق شباهت دارد.
بادهٔ کهنه گر از عمرش پرسم گویندکه ز پنجاه فزون است و صد آید به شمار
هوش مصنوعی: اگر از عمر این بادهٔ کهنه بپرسم، میگویند که بیش از پنجاه سال دارد و به سده نزدیک میشود.
بادهای گر شود از غرب تهی شیشهٔ آنمی نیابی تو به شرق اندر مردی هشیار
هوش مصنوعی: اگر بادهای از غرب بیفتد، دیگر در شیشه باقی نخواهد ماند و تو نمیتوانی آن را در شرق پیدا کنی، حتی اگر مردی باهوش و هشیار باشی.
بادهٔ صاف چو دلهای حکیمان الهتلخ چون زاهد سجاده فکن در بازار
هوش مصنوعی: شراب زلال و خالص مانند دلهای حکیمان است، در حالی که شراب تلخ به مانند زاهدانی است که خود را از دنیا کنارهگیری کردهاند. پس در بازار زندگی، به زیبایی و خلوص رویکرد حکیمان توجه کن.
تا به کی گردم بر خاک درت خوار و ذلیلتا به کی باشم در دست غمت زار و نزار
هوش مصنوعی: تا چه زمانی باید در کنار در خانهات احساس ذلت و حقارت کنم و تا کی باید تحت تاثیر غم تو بینوا و اندوهگین باشم؟
بی تو گیرد همه شب لشکر آهم به میانبی تو ریزد همه دم گوهر اشکم به کنار
هوش مصنوعی: وقتی تو نیستی، تمام شب غم و اندوه بر من حاکم میشود و در هر لحظه اشکهایم مانند جواهرات از چشمانم سرازیر میشوند.
عاشقان را به سر کوی تو نه راه و نه رسمپاک بازان را بهر تو نه خواب و نه قرار »
هوش مصنوعی: عاشقان نتوانند به کوی تو وارد شوند، و پاکان نیز برای تو نه آرامش دارند و نه آسایش.