غزل شمارهٔ ۲۳
هوش مصنوعی: این شعر به بیان ملال و ناامیدی از زندگی میپردازد. شاعر اشاره میکند که هیچ بهرهای از روزگار جز غم و اندوه نصیب انسان نمیشود. او میگوید که جستجوی مقام و ثروت فقط موجب زوال و عیب است و خوشبختی در عدم آرزوی قدرت و مال است. همچنین، درخواستی از خداوند و اهل طریقت برای تأمین نیازها دارد و خود را از هرگونه سؤال و کنجکاوی نسبت به دیگران بینیاز میداند. شاعر در آخر با اشاره به ناتوانی در تغییر شرایط و غم فزاینده، از حالتی از از خودگذشتگی و غم عمیق سخن میگوید و بر این باور است که اوضاع زندگی دیگر جایی برای شادی ندارد.
حاصل ز زندگانی ما جز وبال نیستوز روزگار بهره به جز از ملال نیست
هوش مصنوعی: نتیجهای که از زندگی ما به دست آمده، جز بار سنگین و عذاب نیست و از روزگار تنها چیزی که نصیبمان میشود، جز ناراحتی و غم نیست.
نقش سه شش طلب مکن از کعبتین دهرکین نقش پنج روزه برون از خیال نیست
هوش مصنوعی: به دنبال نقش و نشانهای از دنیای فانی نباش، چرا که تصویر پنج روزه که به زودی از یاد میرود، واقعی نیست و تنها در خیال میگنجد.
چون منصب بزرگی و چون جاه و ملک و مالبی وصمت تزلزل و عیب و زوال نیست
هوش مصنوعی: هرگاه که مقامی بزرگ و یا مال و ثروت و قدرتی وجود داشته باشد، اگر ویژگیهای مثبتی مثل نیکوکاری و شایستگی در آن نباشد، این مقام و ثروت در خطر از دست رفتن و زوال قرار دارد.
خوش خاطری که منصب و جاه آرزو نکردخرم دلی که در طلب ملک و مال نیست
هوش مصنوعی: شخصی که دلش شاد است و به مقام و ثروت فکر نمیکند، واقعاً خوشحال و راضی است. او کسی است که در پی قدرت و دارایی نیست و از زندگی خود لذت میبرد.
از خوان ممسکان مطلب توشهٔ حیاتکان لقمه پیش اهل طریقت حلال نیست
هوش مصنوعی: از سفرهٔ آنانی که دروغ میگویند، بهرهای برای زندگی خود برمیدار. چرا که لقمهای که از این سفره به دست آید، برای اهل حق و جادهٔ راست، حلال نمیباشد.
در وضع روزگار نظر کن به چشم عقلاحوال کس مپرس که جای سؤال نیست
هوش مصنوعی: به وضعیت روزگار نگاه کن و با دید بصیرت ببین. نیازی به پرسیدن احوال مردم نیست، زیرا شرایط روشن است و نیاز به سؤال ندارد.
چون زلف تابدادهٔ خوبان در این دیارهرجا که سرکشی است به جز پایمال نیست
هوش مصنوعی: هر جا که زیبایی و عشق حضور دارد، همچون زلفهای تابدار محبوبان، تنها چیزی که باقی میماند، حسرت و افسوس است.
در موج فتنهای که خلایق فتادهاندفریاد رس به جز کرم ذوالجلال نیست
هوش مصنوعی: در این دنیا که مردم در مشکلات و سختیها گرفتار شدهاند، جز از جانب خداوند بزرگ و مهربان، نجاتدهندهای وجود ندارد.
از غم چنان برست دل ما که بعد از ایندر وی به هیچ وجه طرب را مجال نیست
هوش مصنوعی: دل ما از شدت غم به حدی بهبود یافته که دیگر جایی برای شادی و خوشحالی در آن باقی نمانده است.
جانم فدای خاطر صاحب دلی که گفت:«شیراز جای مردم صاحب کمال نیست»
هوش مصنوعی: جانم فدای کسی که با دل ریشهدار و بزرگمنشش گفت: «شیراز مکان افرادی نیست که به کمال رسیده باشند.»
درویشی و غریبی و زحمت ز حد گذشتزین بیش ای عبید مرا احتمال نیست
هوش مصنوعی: من در شرایط سختی و ناامنی قرار دارم و سختیها از حد تحمل من فراتر رفته است. دیگر نمیتوانم بیشتر از این تحمل کنم.