غزل شمارهٔ ۲۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان حالتی از بیقراری و عدم آرامش در زندگی میپردازد. او میگوید که در خانهی او شراب و شادی نیست و به همین دلیل آرامش و خواب هم وجود ندارد. در فضایی که باده و ساقی و شاهد حضور دارند، نیازی به ساز و سازندگان نیست. شاعر دعوت میکند که در زمان خوشی با دوستان از شراب استفاده کنند، زیرا عمر کوتاه است و نباید هدر رود. همچنین اشاره میکند که در این خانه آبی برای وضو گرفتن نیست و زندگی فقیرانهای دارد که نیازی به بخشش و قدرتمندان ندارد. در پایان، شاعر بر این نکته تأکید میکند که باید برای رسیدن به گنج و حقیقت، زندگی را تغییر داد و ساختار کنونی را خراب کرد.
در خانه تا قرابهٔ ما پر شراب نیستما را قرار و راحت و آرام و خواب نیست
هوش مصنوعی: تا زمانی که قرابهٔ ما پر از شراب نیست، در خانهمان نه آرامش و راحتی وجود دارد و نه خواب و آسایش.
در خلوتی که باده و ساقی و شاهد استحاجت به چنگ و بربط و نای و رباب نیست
هوش مصنوعی: در فضایی که شراب و معشوق و دلدار حضور دارند، نیازی به آلات موسیقی مانند چنگ، بربط، نی و رباب نیست.
خوش کن به باده وقت حریفان که پیش ماعمری که خوش نمیگذرد در حساب نیست
هوش مصنوعی: در جمع دوستان و همنشینان، با خوشی و جشن بگذرانید؛ زیرا زمانی که با هم هستید، اهمیت بیشتری دارد و لحظات تلخ و ناخوشایند زندگی دیگر به حساب نمیآید.
اینک شراب اگر هوست میکند وضودر آفتابه کن که در این خانه آب نیست
هوش مصنوعی: الان که شراب تو را به یاد خود مشغول کرده، اگر میخواهی خودت را تطهیر کنی، برو وضوی خود را در آفتابه بگیر، چون در این خانه آب وجود ندارد.
ما را که ملک فقر و قناعت مسلم استحاجت به جود خسرو مالک رقاب نیست
هوش مصنوعی: ما که در فقر و قناعت زندگی میکنیم، نیازی به بخشش و generosity پادشاه نداریم.
همچون عبید خانهٔ هستی خراب کنزیرا که جای گنج به جز در خراب نیست
هوش مصنوعی: مثل عبید، باید ویرانی خانهٔ وجود را تجربه کنی، زیرا گنجینه نمیتواند در جایی جز ویرانهها یافت شود.