غزل شمارهٔ ۴۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تمجید از محبوب خود میپردازد و او را مظهر سعادت و خوشبختی معرفی میکند. او به زیباییهای ظاهری و باطنی محبوب اشاره کرده و میگوید که این زیباییها باعث شدهاند تا دیگران نیز به او توجه کنند. در نهایت، شاعر بیان میکند که در دنیا هر کس دینی دارد، اما او تنها دین محبوبش را میپرستد و آن را برترین میداند.
سعادت روی با دین تو داردغنیمت خانهٔ زین تو دارد
هوش مصنوعی: سعادت و خوشبختی تنها با وجود تو و دین تو به دست میآید؛ مانند اینکه خانهای از زیبایی و زینت تو پر شده است.
زهی دولت زهی طالع زهی بختکه شبپوش و عرقچین تو دارد
هوش مصنوعی: چه نعمت و خوششانسی بزرگی! که شب، پوشش و عرقچین تو را داراست.
چه مقبل هندویی کآن خال زیباستکه مسکن لعل شیرین تو دارد
هوش مصنوعی: آن هندو خوشمنظری که به خاطر خال زیبایش شناخته شده است، انگار خانهاش در لعل شیرین تو قرار دارد.
قبا گوئی چه نیکی کردهباشدکه در بر سرو سیمین تو دارد
هوش مصنوعی: به نظر میرسد کسی در مقابل زیبایی و ظاهر دلربای تو قرار گرفته و شاید به خاطر این زیبایی یا مقام تو، نیکی و لطفی به او شده است.
صبا دنیا معطر کرده گوئیگذر بر زلف پرچین تو دارد
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی به گونهای دنیا را خوشبو کرده که انگار از میان موهای موجدار تو عبور کرده است.
بسی دیدم پریرویان در آفاقندیدم کس که آئین تو دارد
هوش مصنوعی: من در جاهای مختلف و در میان مردم زیباییهای زیادی را دیدم، اما هیچکس را نیافتم که مانند تو ادب و رفتار داشته باشد.
به عالم هر کسی را کیش و دینی استعبید بینوا دین تو دارد
هوش مصنوعی: هر کسی در دنیا اعتقادات و باورهای خاص خود را دارد، اما عبید بینوا به نوعی به دین تو پیرو است.