غزل شمارهٔ ۷۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره لذت بردن از زیبایی و خوشیهای بهاری است. شاعر از دوستی خوشسخن و نازکدل صحبت میکند و توصیه میکند که در کنار جوی، به آواز بلبل گوش دهند و از لحظات خوش زندگی بهرهبرداری کنند. او به اهمیت وصل و عشق اشاره میکند و میگوید که در دلش برای دوستان و یارانش ارزش و محبت قائل است. در نهایت، شاعر ابراز امیدواری میکند که دیگر غمی نداشته باشد و به خاطر زیبایی معشوقش دلخوش باشد.
در این چنین سره فصلی و نوبهاری خوشخوشا کسیکه کند عیش با نگاری خوش
هوش مصنوعی: در چنین زمانی که بهار و فصل زیبایی آغاز شده، چه خوب است که کسی با یاری و محبوبی خوشحالی و لذت ببرد.
کنار جوی گزین گوش سوی بلبل دارکنون که هست به هر گوشهای کناری خوش
هوش مصنوعی: در کنار آب، محلی را برگزین و به صدای بلبل گوش کن؛ زیرا اکنون در هر گوشهای، محیطی خوشایند وجود دارد.
گرت به دست فتد دامنی که مقصود استبگیر دامن کوهی و لالهزاری خوش
هوش مصنوعی: اگر فرصتی پیدا کردی که به هدفی که دنبالش هستی دست یابی، آن را بغل کن و به جای کمارزشی مثل دامن، به چیزهای بزرگتر و زیباتر مانند کوه و گلزار نگاه کن.
بیا به وصل دمی روزگار ما خوش کنبه شکر آنکه ترا هست روزگاری خوش
هوش مصنوعی: بیا لحظهای به وصال بیاییم و خوش بگذرانیم و شکرگزار باشیم که تو روزگاری خوب و خوشی داری.
به رغم مدعیان در فراق او هرکسبپرسدم که خوشی گویمش که آری خوش
هوش مصنوعی: با وجود اینکه بسیاری در مورد جدایی او ادعاهایی دارند، هر زمان که از من درباره خوشحالی بپرسند، میگویم بله، خوشحالم.
مرا ز صحبت یاری گریز ممکن نیستهزار جان عزیزم فدای یاری خوش
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از صحبت با دوستم دور شوم، چون هزار جانم را نثار دوستی شیرینش میکنم.
دل عبید نگردد شکار غم پس از اینگرش به دام افتد چنان نگاری خوش
هوش مصنوعی: دل عبید دیگر به دام غم نمیافتد، اگرچه ممکن است به چنگ یک زیبایی خوشرنگ بیفتد.