تناجی
عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۸۰

یارب از کرده به لطف تو پناه آوردیمبه امید کرمت روی به راه آوردیم
بر سر نفس بدآموز که شیطان رهستاز ندامت حشر از تو به سپاه آوردیم
بر گنه کاری خود گرچه مقریم ولینالهٔ زار و رخ زرد گواه آوردیم
گرچه ما نامه سیاهیم ببخشای که ماروسیاهیم از آن نامه سیاه آوردیم
بر در عفو تو ما بی سر و پایان چو عبیدتا تهی دست نباشیم گناه آوردیم