غزل شمارهٔ ۹۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از طرفی به مخاطب نصیحت میکند که از آشفتگی و بیقراری خودداری کند و اگر دردی ندارد، نباید فریاد و زاری کند. او همچنین تأکید میکند که اگر عشق در دل دارد، نباید از کار و بار شکایت کند و از جدایی نترسد. شاعر به او میگوید که اگر به عشق میبالد، نباید ادعای هوشیاری داشته باشد و باید از مشکلات و جفاها بگذرد. در نهایت، او با دعوت به عشق و فدا کردن جان در این راه، بر اهمیت وفاداری و قربانی کردن تأکید میکند.
دلا باز آشفته کاری مکنچو دیوانگان بیقراری مکن
هوش مصنوعی: ای دل، آرام باش و از کارهای آشفته و بیمعنی بپرهیز، مانند دیوانگان بیقراری نکن.
گرت نیست دردی، غنیمت شمارورت هست فریاد و زاری مکن
هوش مصنوعی: اگر دردی نداری، آن را به عنوان یک نعمت بدان و اگر دردی هست، گله و شکایت نکن.
چو کارت ز عشقست و بارت ز عشقشکایت ز بی کار و باری مکن
هوش مصنوعی: وقتی کار تو ناشی از عشق است و وزنت نیز از عشق سنگینی میکند، نیازی به شکایت از بیکاری و بار دیگران ندارید.
نگارا نگارا جدائی ز ماخدا را اگر دوست داری مکن
هوش مصنوعی: ای نگار، اگر دوست داری ما را از هم جدا نکن، خدا را.
اگر چشم سرمست اودیدهایدگر دعوی هوشیاری مکن
هوش مصنوعی: اگر چشم مست او را دیدهای، دیگر ادعای هوشیاری نکن.
ز جور و جفا هرچه ممکن بودبکن ترک پیمان و یاری مکن
هوش مصنوعی: از ظلم و بیمهری هرچه در توان داری انجام بده، پیمان را بشکن و هیچ کمکی نکن.
عبید ار سر عشق داری بیادر این راه جز جانسپاری مکن
هوش مصنوعی: اگر به عشق حقیقتاً علاقمند هستی، به این راه وارد شو و جز فدا کردن جانت چیزی نداشته باش.