شمارهٔ ۷ - در یاس از خلق و توکل به خدا
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ناامیدی خود نسبت به کمک و لطف کریمان سخن میگوید. او انتظار دارد که کسی از بندهای مشکلات و حوادث زندگیاش را بگشاید، اما متوجه میشود که این کمک تنها در دست خداوند است. شاعر از تلاش برای جلب توجه سلطان سخن میگوید، اما نتیجهای نمیگیرد و میفهمد که تنها از درگاه الهی میتوان به رحمت و گشایش دسترسی پیدا کرد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که اگر خداوند در را ببندد، هزار در دیگر را نیز میتواند بگشاید.
نماند هیچ کریمی که پای خاطر منز بند حادثهٔ روزگار بگشاید
هوش مصنوعی: هیچ بزرگزادهای یافت نمیشود که بتواند مرا از گرفتاریها و مشکلات زندگی نجات دهد.
خیال بود مرا کان غرض که مقصود استحصول آن غرض از شهریار بگشاید
هوش مصنوعی: من گمان میکردم که هدفی که دارم، از طرف پادشاه به نتیجه خواهد رسید.
بدان هوس بر سلطان کامران رفتمکه از عطای ویم کار و بار بگشاید
هوش مصنوعی: من به این امید به دربار پادشاه خوشبخت رفتم که شاید با بخششهای او، مشکلات و کارهای زندگیام حل شود.
ز پیش شاه و وزیرم دری گشاده نشدمگر ز غیب دری کردگار بگشاید
هوش مصنوعی: از پیش شاه و وزیر هیچ در و راهی برای من باز نشد، مگر اینکه درهای رحمت پروردگار از غیب به روی من گشوده شد.
عبید حاجت از آن در طلب که رحمت اواگر ببندد یک در هزار بگشاید
هوش مصنوعی: عبید برای برآورده شدن نیازهایش از در رحمت خداوند درخواست میکند؛ زیرا اگر یک در رحمت او بسته شود، او هزار در دیگر را باز میکند.