شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر نسبت به عشق و درد ناشی از جدایی میپردازد. شاعر میگوید که هر کسی که او را ببیند، او را در حالتی مرده و بیجان میبیند. او خود را فردی مستقل میداند، اما اگر محبوبش او را ببیند، در آن صورت او فردی زنده خواهد بود. شاعر از دوست خود درخواست قصاص دارد تا بتواند از طریق این عذاب، خود را به محبوبش نزدیک کند. او به یاد پیمانشکنی دوستش میافتد و از غم و اندوه ناشی از دوری دردمند است. همچنین او به جوی خون اشاره میکند و میگوید که زندگیاش تبدیل به غمی عمیق شده است. در کل، شعر نشاندهندهٔ آرزوی وصال و درد جدایی است.
هر که زیر پیرهن بیند مرامرده اندر کفن بیند مرا
هوش مصنوعی: هر کس که مرا در حالت نادیده ببیند، به گونهای خواهد دید که مثل یک مرده در کفن هستم.
خویش را من خود کسی دانم ولییار اگر از چشم من بیند مرا
هوش مصنوعی: من خودم را فردی مستقل و کامل میدانم، اما اگر یارم به چشم من نگاه کند، ممکن است نظر دیگری داشته باشد.
آرزو دارم قصاص از دست دوستتا بدانسان مرد و زن بیند مرا
هوش مصنوعی: آرزو دارم که دوستم عذاب و تنبیه را از من بگیرد تا آنقدر که مرد و زن به من توجه کنند.
بر سر راهش کشیدم زار زاربو که آن پیمان شکن بیند مرا
هوش مصنوعی: بر سر راه او ناله و زاری کردم تا شاید آن کسی که به پیمانشکنی معروف است، مرا ببیند.
بیدلی کش عیب می کردم کجاستتا به کام خویشتن بیند مرا
هوش مصنوعی: عاشق به خود میگذرد و اشاره میکند که اگر عیبهای او را شخصی ببیند، او را در پی خود خواهد کشید تا به خواستههایش برسد.
نازنینا، زین هوس مردم که خلقبا تو روزی در سخن بیند مرا
هوش مصنوعی: عزیزم، در این دنیا مردم به خاطر هوسهای خود با تو صحبت میکنند و من را در کنار تو میبینند.
باد هر روزی به جولا نگاه توخاک خواری بر دهن بیند مرا
هوش مصنوعی: هر روز باد به جولا میوزد و من در این میان، خاک از دهنم میریزد و به ذلت و خاری دچار میشوم.
گر بیاید باز مرغ نامه برطعمه زاغ و زغن بیند مرا
هوش مصنوعی: اگر دوباره آن پرنده که نامه میبرد بیاید و زاغ و زغن مرا تماشا کند...
جوی خون راند به جای جوی شیرخسروم، گر کوهکن بیند مرا
هوش مصنوعی: اگر روزی ببیند که کوهکن (کوهنورد) در حال عبور از کنار من است، میتواند جوی خون را به جای جوی شیر من ببیند. این نشاندهنده وضعیت سخت و دشواری است که در آن قرار دارم.