شمارهٔ ۸۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره تجربه عشق و تأثیر عمیق آن بر زندگی انسان است. شاعر بیان میکند که عشق در ابتدا جان و روح او را تسخیر کرده و او را از حالت راحتی و عافیت خارج کرده است. او به زیباییهای معشوق و چگونگی تأثیر آنها بر دلتنگی و اشتیاقش اشاره میکند. همچنین، شاعر ابراز میکند که عشق مانند آتش جان او را فرا گرفته و این احساسات به حدی عمیق و پرغرور است که حتی خواب و مرگ نیز نمیتواند او را از آن جدا کند. در نهایت، او به درد دلهای خود و خندیدن معشوق بر حال چهکسی، اشاره میکند.
عشق از پی جان گرفت ما راخلقی به زبان گرفت ما را
هوش مصنوعی: عشق باعث شد که وجود ما را بگیرد و مردم با کلمات و صحبتهای خود ما را درگیر کردند.
خرسند به عافیت نبودیماینک حق آن گرفت ما را
هوش مصنوعی: ما هیچ وقت از آرامش و سلامتی که داشتیم راضی نبودیم، حالا که آن را از دست دادهایم، حقیقت آن را دریافت کردیم.
سرو قد او به ناز و فتنههر لحظه روان گرفت ما را
هوش مصنوعی: قد بلند او با زیبایی و دلفریبیاش در هر لحظه ما را مجذوب خود میکند و ما را تحت تاثیر قرار میدهد.
ای دیده، چه ریزی از برون آب؟کاین شعله به جان گرفت ما را
هوش مصنوعی: ای چشم، چرا اشک میریزی؟ آیا نمیدانی که این آتش درون ما را سوزانده است؟
همچون کایینه گیرد آتشعشق تو چنان گرفت ما را
هوش مصنوعی: آتش عشق تو ما را نیز به شدت در برگرفته و مانند آن است که شعلهای در دلمان روشن شده است.
ای خواب، برو که باز امشبسودای فلان گرفت ما را
هوش مصنوعی: ای خواب، برگرد که امشب دوباره فکر فلان موضوع ما را درگیر کرده است.
گویند که مرگ طرفه خوابی ستاین خواب گران گرفت ما را
هوش مصنوعی: میگویند مرگ مانند یک خواب جالب و عجیب است، اما این خواب سنگین و طولانی ما را در خود فرورفته است.
ترسم که برون برد ز عالماین غم که عنان گرفت ما را
هوش مصنوعی: میترسم که این درد و غم که ما را به شدت درگیر کرده، از این دنیا بیرون برود و دیگر وجود نداشته باشد.
خندید بر اهل درد خسرودرد دل شان گرفت ما را
هوش مصنوعی: خسرو با خندهاش بر کسانی که در رنج و درد هستند، مسخره کرد و این باعث شد که دل ما نیز پر از غم و اندوه شود.