شمارهٔ ۸۱
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه شاعر است که در آن از عقل و دین پنهان نمیشود و از غم نازنین خود میگوید. او حس میکند که گوش محبوبش از درد و نالههای او پر شده و نمیتواند صدایش را بشنود. از باغبان (محبوب یا معشوق) میخواهد که او را به آن "سرو راستین" (معشوق ایدهآل) راهنمایی کند. رقیبی که به او حسادت میورزد، دل شاعر را میسوزاند. شاعر تمایل دارد عشق را در کار خوبرویان قرار دهد و زهد و تقوی را کنار بگذارد. او در تلاش است تا با دست در گل، با دشواریهای عشق مواجه شود. همچنین، او نگاهش به نگین انگشتری محبوب است و در دلش آتش عشق شعلهور است. در نهایت، شاعر از غم و اشک خود به شدت ابراز ناراحتی میکند و احساس میکند که در این درد، غرق میشود.
گر چه بر بود عقل و دین مرابد مگویید نازنین مرا
هوش مصنوعی: هرچند که به نظر میرسد عقل و دین من نقصهایی دارد، اما ای نازنین، در مورد من بد بر زبان نیاورید.
گوشش از بار در گران گشته ستنشنود ناله حزین مرا
هوش مصنوعی: گوشش به خاطر سنگینی بار زیاد سنگین شده و دیگر نالهی غمگین مرا نمیشنود.
آخر، ای باغبان، یکی بنمایبه من آن سرو راستین مرا
هوش مصنوعی: در نهایت، ای باغبان، کسی را به من نشان بده که مانند آن سرو راستین باشد.
کرمی می کند رقیب خنککه بسوزد دل غمین مرا
هوش مصنوعی: رقیب با رفتارهایش باعث میشود که دل حالم گرفته بسوزد.
عشق در کار خوبرویان کنزهد و تقوی و کفر و دین مرا
هوش مصنوعی: عشق به زیبارویان باعث شده تا من به دوری از دنیا و وابستگیهایش فکر کنم و حتی دیدگاههایم درباره دین و ایمان تغییر کند.
دست در گل همی زنم، لیکنخار می گیرد آستین مرا
هوش مصنوعی: در تلاش برای به دست آوردن چیزهای زیبا و خوب هستم، اما در این مسیر به مشکلات و دردسرهایی برمیخورم که آزارم میدهد.
چشم من بود بر نگین دهانشداد انگشتری نگین مرا
هوش مصنوعی: چشم من به زیبایی و فریبایی دهان او خیره شده بود، انگار که انگشتری از نگین در آنجا قرار دارد.
سوخته بینمش، اگر اثریستدر سحر آه آتشین مرا
هوش مصنوعی: اگر در زیبایی سحر چیزی وجود دارد، من خود را در آتش عشق میبینم که به شدت میسوزد.
خسروا، بگذر از سرم که ز اشکبیم غرق است همنشین مرا
هوش مصنوعی: ای خسرو، لطفاً از سرم عبور کن، چرا که همنشین من به خاطر اشکهایش در خطر غرق شدن است.