شمارهٔ ۱۰۸
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جنبههای عشق و عواطف انسانی پرداخته است. شاعر از خط خوشی صحبت میکند که باعث زینت بخشیدن به زیباییهای معشوق شده و در عین حال گناه و اشتباهات را یادآوری میکند. او از دلباختگی خود و تأثیر زنخدان معشوق بر دلش اشاره کرده و نشان میدهد که عشق به عنوان یک نیروی قوی نمیتواند او را آرام کند. همچنین به وفور زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و بیان میکند که عشق موجب درد و رنج است و هیچ راهی برای رهایی از آن وجود ندارد. در نهایت، شاعر به بستری از آتش و عشق به معشوق اشاره میکند که قرار و آرامش را از او میگیرد.
ای خط خوش از مشک تر انگیخته مه رابر دفتر طاعت رقمی رانده گنه را
هوش مصنوعی: ای خط زیبا، تو با عطر خوش مشک، زیبایی ماه را در دفتر عبادت به ثبت رساندهای و گناه را به فراموشی سپردهای.
افگند دل ما همه در چاه زنخدانوانگاه بپوشید به سبزه سر چه را
هوش مصنوعی: دل ما در چاه چینهای لبان تو افتاده است و سپس تو به سبزه روی خود میپوشانی، پس چرا باید ناراحت شویم؟
هر چند که زلف تو سپاهیست جهانگیرهر روز پریشان نتوان کرد سپه را
هوش مصنوعی: با اینکه موهای تو مانند سپاهی بزرگ و قوی در دنیا هست، اما نمیتوان هر روز این سپاه را به هم ریخت و پریشان کرد.
پیراهن یک شهر ز دست تو قبا شدیک بار چنین کج منه، ای شوخ، کله را
هوش مصنوعی: پیراهن یک شهر به خاطر تو خراب شد. یک بار دیگر این قدر کج و کوله نشو، ای شوخ، سر را!
خسرو نگرفت از تب عشق تو قراریچه جای قرارست در آتشکده که را
هوش مصنوعی: خسرو از شدت عشق تو نتوانست آرامش بگیرد. در آتشکده که در آنجا شعلهها زبانه میکشد، چه جایی برای آرامش وجود دارد؟