شمارهٔ ۱۱۴
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف یک شب خاص و عاشقانه پرداخته که در آن شاعر از معشوق خود، که او را ماه خود مینامد، درخواست دارد که به او رحم کند و خوش بگذرانند. او به ویژگیهای معشوق اشاره کرده و از او میخواهد که در کنار او بماند و از گریه و اندوه دور باشد. همچنین، شاعر به عشق و احساساتش اشاره میکند و از عواطف شدید و شور و شوقی صحبت میکند که در این شب حس میکند. در نهایت، به یادآوری یک روز آینده و تأثیر آن بر احساساتش اشاره دارد.
ای نازنین که ماه منی امشبرحمی بکن چو شاه منی امشب
هوش مصنوعی: ای جانم، تو که همچون ماهی زیبا هستی، امشب برایم رحمتی نشان بده، چون امروز به اندازه یک شاه قدرتمند و باارزش هستی.
خوش بنشین، باده بکش پاکخواب مکن چو ماه منی امشب
هوش مصنوعی: به آرامی بنشین و شراب بنوش، تا خواب نروی، چون تو مثل ماه در آسمان هستی امشب.
بر خانه چه باشد دمی چون توهمچو یوسف به چاه منی امشب
هوش مصنوعی: امشب تو مانند یوسف در چاه، به خانه من آمدهای و چه بارانی بر سر این سرنوشت میبارد!
بر فرق من نشین که ز بس عزتهم تاج و هم کلاه منی امشب
هوش مصنوعی: بر روی سر من بنشین که به خاطر عزت و مقامم هم تاج دارم و هم کلاه، امروز شب.
وصل بتان اگر ز گنه باشدایمن نشین ز آه منی امشب
هوش مصنوعی: اگر ارتباط با معشوق به خاطر گناهان باشد، ایمن باش از آه و نالههای من امشب.
سیل چشمم چو ز خون است، بشناسهر جا که گریه عشق راه منی امشب
هوش مصنوعی: چشمهایم از اشک پر شده، مانند سیلابی که از خون جاری است؛ بنابراین، هرجا که ببینی عشق من در حال گریه کردن است، متوجه میشوی که امشب چقدر برایم مهم است.
فردا که روی، نزید خسروبس آتش به کاه منی امشب
هوش مصنوعی: فردا وقتی که تو به من نگاه میکنی، مانند آتش سوزی در کاه، خیلی چیزها را شعلهور میکند، ولی امشب هنوز آرامش دارم.