شمارهٔ ۱۴۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت نگار است که هیچ کس مانند او را ندیده است. شاعر از او میخواهد که خود را نهان کند و به او اجازه دهد تا امروز زیباییاش را ببیند، زیرا فردا شاید دیر باشد. او به تماشای چهره محبوبش در باغ میپردازد و میگوید که هیچ چیز خوشتر از این دیدار نیست. همچنین، شاعر اشاره میکند که احساسات عاشقانهاش غیرقابل کنترل است و دل عاشقان هیچگاه در جای خود نمیماند. در پایان، او از محبوب میخواهد که دلش را که از خسرو دزدیده بازگرداند. شعر به زیبایی و عشق عمیق و پیچیده اشاره دارد.
نگارا، چون تو زیبا کس ندیده ستچنان رویی، نگارا، کس ندیده ست
هوش مصنوعی: عزیزم، هیچکس به زیبایی تو را ندیده است، چهرهات آنقدر زیباست که دیگران چیزی مانند آن را تجربه نکردهاند.
نهان می دار از من خویشتن راچنین خود آشکارا کس ندیده ست
هوش مصنوعی: خودت را از من پنهان نگهدار، چون هیچکس اینگونه خود را نمایان نکرده است.
بیا امروز تا سیرت ببینممگو فردا که فردا کس ندیده ست
هوش مصنوعی: امروز بیایید و از باطن و شخصیت یکدیگر آگاه شویم، زیرا فردا را نمیتوان پیشبینی کرد و کسی نمیداند چه اتفاقی خواهد افتاد.
تماشا می کنم در باغ رویتوزین خوشتر تماشا کس ندیده ست
هوش مصنوعی: در باغ زیباییهای تو را تماشا میکنم و هیچکس خوشتر از این منظره را ندیده است.
ز آب دیده پیدا گشت رازمبدینسان آب صحرا کس ندیده ست
هوش مصنوعی: رازهای من از اشکهای من آشکار شد، اما مانند آب صحرا که کسی آن را نمیبیند، هیچکس آن را نمیداند.
مرا گویی که دل بر جای خود داردل عشاق بر جا کس ندیده ست
هوش مصنوعی: میگویی که دل خود را در جای خود نگهدار، اما هیچکس دل عاشقان را در آرامش ندیده است.
ز خسرو دل که دزدیدی بده بازمگو دیده ست کس یا کس ندیده ست
هوش مصنوعی: اگر دل کسی را که عاشق خسرو است دزدیدهای، آن را برگردان. نگو که کسی دیده یا ندیده است.