شمارهٔ ۱۷۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از شدت عشق سخن میگوید و بیان میکند که یک لبخند یا نگاه معشوق برای او کافی است تا زنده بماند. او به نوعی به بیفایده بودن تلاشهایش برای به دست آوردن معشوق اشاره کرده و میگوید که حتی اگر دلش را گم کند، باز هم بر روی معشوقی مثل او حساب میکند. شاعر از خداوند نیز نام میبرد و دعاهایی برای صبر میخواند. به طور کلی، این شعر بیانگر عشق عمیق، درد و غم ناشی از دوری محبوب است.
عشق تو بلای جان بسندستیک خنده ازان دهان بسندست
هوش مصنوعی: عشق تو مانند مصیبت و درد جان است، اما فقط یک لبخند از آن لبها میتواند همهی این دردها را کاهش دهد.
یک گردش چشم تو به مستیفتنه به همان جهان بسندست
هوش مصنوعی: یک نگاه پر از جذابیت تو، به اندازهای فریبنده و دلربا است که میتواند دنیا را به هم بریزد.
بیهوده به صید می زنی تیرآن چاشنی کمان بسندست
هوش مصنوعی: تلاش بیهودهای که میکنی برای شکار، به خاطر این است که سلاح تو آماده نیست.
تیغ از پی کشتنم چه حاجت؟یک ناز بکن همان بسندست
هوش مصنوعی: نیازی به کشتن من با تیغ نیست؛ فقط یک حرکت ناز تو کافیست.
گر من دل گم شده نیابمبر همچو تویی گمان بسندست
هوش مصنوعی: اگر دل گمشدهام را پیدا نکنم، وجود تو برایم کافی است.
گفتی که دعای صبر می خواننام تو بر این زبان بسندست
هوش مصنوعی: گفتی که برای صبر دعا میکنم و نام تو به این زبان کافی است.
ای چرخ، بلا چه می فرستیما را غم آن جهان بسندست
هوش مصنوعی: ای چرخ گردون، چرا این همه مصیبت بر ما میفرستی؟ غم و اندوه آن دنیا برای ما کافی است.
گر دولت وصل نیست ما رابدنامی مردمان بسندست
هوش مصنوعی: اگر ما به وصل نرسیم، همین که مردم ما را بدنام کنند برای ما کافی است.
اندر تب غم طپید خسروآن نرگس ناتوان بسندست
هوش مصنوعی: خسرو در حالی که به شدت گرفتار درد و غم است، به نازکی و ضعف نرگس اشاره میکند که به زودی از بین خواهد رفت.