شمارهٔ ۱۸۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت فردی که به او علاقهمند است اشاره میکند. او میگوید هنگام قدم برداشتن آن محبوب، دل و چشمش به سمت او جلب میشود و از آن رهایی ندارد. شاعر دربارهٔ عواطف خود و همچنین دربارهٔ ناپایداری و بیوفایی دنیا صحبت میکند. در نهایت، شاعر به نقش و اثری که محبوبش بر زندگیاش گذاشته، اشاره کرده و به زیبایی و لطافت او پرداخته است. این شعر به طور کلی دربارهٔ عشق، دلبستگی و رنجهای آن است.
هر قدم کاندر راه آن سرو خرامان برگرفتدیده خاک راه او دامان به دامان برگرفت
هوش مصنوعی: هر گامی که در مسیر آن سرو زیبای گامزن برداشته شد، چشمهایم خاک آن راه را گرفت و دامنم به دامن آن مسیر آغشته شد.
سر به صد زاری نهادم بارها بر پای اوکافرم گر هیچگاه آن نامسلمان برگرفت
هوش مصنوعی: بارها به پای او سر به زاری گذاشتم، حتی اگر کافر باشم، اگر هرگز آن نامسلمان را به شناخت برساند.
جان به پنهانی ز ما بر بود و پیدا هم نکرددل به دشواری به ما بربست و آسان برگرفت
هوش مصنوعی: روح ما در خفا به پرواز درآمد و خود را نشان نداد. دل به سختی به ما پیوست و به سادگی از ما جدا شد.
دل که اندر زلف او گم گشت نتوان یافتنچشم کان بر روی او افتاد نتوان برگرفت
هوش مصنوعی: دل که در زلف او گم شده، نمیتوان آن را پیدا کرد. چشمی که بر چهره او بیفتد، دیگر نمیتواند آن را برگرداند.
باد نوروزی که صد نقش آورد بر روی آبدید لعلش را قدم از آب حیوان بر گرفت
هوش مصنوعی: باد بهاری که بر روی سطح آب، تصاویری زیبا نقش میبندد، وقتی که لعل (جواهر) را دید، از آب حیوانی فاصله گرفت.
خوی او خاص از پی ما بیوفایی شیوه کردیا جهان رسم وفادراری ز دوران برگرفت
هوش مصنوعی: او به خاطر ما، از وفا دست برداشته و به بیوفایی روی آورده، یا اینکه جهان از زمان قدیم، رسم وفاداری را فراموش کرده است.
هر در افشانی که خسرو کرد از نوک قلمچشم خون افشان او از نوک مژگان بر گرفت
هوش مصنوعی: هر بار که خسرو سخنان عاشقانه میگفت، چشمانش به شدت اشک میریخت و اشکهایش به مانند قطرات خون از مژگانش سرازیر میشد.