شمارهٔ ۳۶۷
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و غم شاعری است که به واسطهی یک معشوق (صنم) دچار رنج و اندوخه شده است. او از ناتوانی در نوشتن و ابراز احساساتش صحبت میکند و به چالشهایی که در راه عشق پیش رو دارد اشاره میکند. شاعر بیان میکند که جانش را به خاطر معشوق قربانی کرده و از فراق او رنج میبرد. در نهایت، او به قبول کردن وضعیت فعلی و زندگی در شب فراق میرسد، زیرا معشوقش دیگر در زندگیاش حضور ندارد.
آنچه بر جان من ز غم رفتهستهمه از دست آن صنم رفتهست
هوش مصنوعی: تمام غمهایی که به جانم رسیدهاند، همه به خاطر آن معشوق است که از من دور شده است.
مینویسد به خون من تعویذچه توان کرد، چون قلم رفتهست
هوش مصنوعی: او به جای جوهر قلم، از خون من مینویسد، و در این شرایط چه کاری میتوان انجام داد چون دیگر قلمی برای نوشتن باقی نمانده است.
پای در ره نهاد و مهر گذاشتزانکه در راه مهر کم رفتهست
هوش مصنوعی: او قدم در راه عشق گذاشت و نشان عشق را به جا گذاشت، زیرا در این مسیر عشق، تعداد افرادی که قدم گذاشتهاند بسیار کم است.
به ستم میرود ز من، یا رببر کسی هرگز این ستم رفتهست؟
هوش مصنوعی: خدایا! آیا هیچوقت به کسی دیگر اینقدر ظلم شده است که به من شده؟
جان به دنبال او روان کردمگر نیاید، حیات هم رفتهست
هوش مصنوعی: من جانم را به دنبالش فرستادم؛ اگر او نیاید، زندگیام نیز از دست رفته است.
خسروا، با شب فراق بسازکآفتاب تو در عدم رفتهست
هوش مصنوعی: ای شخص آبرومند، با شب دوری کنار بیا، چرا که نور وجود تو به گونهای از بین رفته است.