شمارهٔ ۵۰۵
هوش مصنوعی: این شعر نگرانی شاعر را از بروز احساسات و تأثیر آنها بر جهان اطرافش بیان میکند. او از عشق و آرزوهای خود میگوید و تشبیهی به آشفته شدن دل به آتش دارد. شاعر به این موضوع میپردازد که دلش تحت تأثیر عشق به معشوق، دچار آتش و غم شده است و ممکن است این احساسات به شکل دود و عطر در جهان پخش شوند. همچنین او تأکید میکند که هر دل بیخبر از زیبایی معشوق، به ناچار تحت تأثیر عشق اصلی قرار خواهد گرفت و سخنانی از دل دیگران برمیآید. در نهایت، شاعر اشاره میکند که در صورت غیبتش، نغمههایی از دلش به گوش خواهد رسید و به نوعی نشان میدهد که عشق و وصال موقوف جریانات خاصی است که به سرنوشت او وابسته است.
ترسم که از اطراف جهان دود برآیدگر آه من از جان غم اندود برآید
هوش مصنوعی: میترسم که از دور و بر این دنیا دودی بلند شود، اگر آه من از دل پر غم برخیزد.
بر بوی تو آتش زده ام مجمره دلاز وی چه عجب، گر نفس عود برآید
هوش مصنوعی: من به یاد تو آتش دل را روشن کردهام، چه عجیب است اگر حسی مانند بوی عود از آن برخیزد.
آتشکده دل بر ما، چند بپوشمشک نیست که از آتش ما دود برآید
هوش مصنوعی: دل ما مانند یک آتشکده است و برای پنهان کردن آن، چندین لایه میپوشم، اما شک ندارم که از دل پرآتش ما دود به هوا میرود.
دل خود چه متاع است که از ما طلبد دوست؟حقا که اگر جان طلبد زود برآید
هوش مصنوعی: دل ما چه ارزشی دارد که دوست از ما خواسته است؟ حقیقت این است که اگر جان هم بخواهد، به سرعت آماده میشود.
هر دل که ندارد خبر از حسن ایازیشرط است که گرد دل محمود برآید
هوش مصنوعی: هر کسی که از زیبایی و دلفریبی محبوب خبر ندارد، باید در انتظار باشد که عشق و محبت او دلش را پر کند.
بعد من اگر گوش نهی بر سر خاکماز خاک همه نغمه داود برآید
هوش مصنوعی: اگر بعد از من بر سر خاکم گوش بسپاری، از خاکم صدای دلنواز داود بلند خواهد شد.
خسرو نتواند که کند فکر وصالتکاری ست که با طالع مسعود برآید
هوش مصنوعی: خسرو نمیتواند به فکر وصال محبوبش باشد، زیرا این کار تنها با اقبال نیک و شانس خوب به دست میآید.