شمارهٔ ۵۰۶
هوش مصنوعی: این شعر حاوی احساسات غمگین و ناامیدی شاعر درباره عشق و رابطهای شکستخورده است. شاعر با اشاره به بازگشت ماه و وقوع فتنهها از چرخش روزگار، از درد و فریاد اسیران عشق سخن میگوید. او از عشق و عذابهایی که از آن ناشی میشود، شکایت میکند و به نازکی و آسیبپذیری خود اشاره میکند. همچنین به درد ناشی از جدایی فکر میکند و بر اثر آن بر سر خودش شراب مینهد. شاعر در نهایت به این نکته اشاره دارد که همهچیز در زمان مناسب خود به وقوع میپیوندد، و غم عشاق به نوعی بخشی از زندگی است.
گر بار دگر ماه من از بام برآیدبس فتنه که از گردش ایام برآید
هوش مصنوعی: اگر بار دیگر محبوب من از آسمان ظاهر شود، چه فتنهها و مشکلاتی که از تغییرات روزگار به وجود نخواهد آمد.
فریاد اسیران همه شب پیش در اوچون بانگ گدایان که گه شام برآید
هوش مصنوعی: در شب، اسیران به طور مداوم فریاد میزنند، همانطور که گدایان در انتهای روز در میانه شب ندای خود را بلند میکنند.
زنهار که آن بند قبا چست نبندیکز نازکیش بخیه بر اندام برآید
هوش مصنوعی: هشدار که آن بند و دکمهی قبا را محکم نبند، چرا که از ظرافت آن ممکن است بخیهها بر تن نمایان شوند.
او کرده ترش گوشه ابرو ز سر خشممن منتظر لب که چه دشنام برآید؟
هوش مصنوعی: او با ابرویش نشان داده است که به خاطر خشم من ناراحت است، در حالی که من منتظر هستم ببیند چه چیزی از لبهایم بیرون میآید و چه ناسزایی ممکن است بگویم.
ای ساقی بدمست، مزن تیغ، که در تنخون آنقدرم نیست که در جام برآید
هوش مصنوعی: ای ساقی بدمست، نزن تیغ به من، چون خونم آنقدر نیست که از بدنم بیرون بریزد و در جام بریزد.
ای رند خرابات، سبو بر سر من نهتا در همه شهرم به بدی نام برآید
هوش مصنوعی: ای رند و خوشگذران، سبو را بر روی سر من بگذار تا در تمام شهر، نام نیکو از من بماند و بدی در شهر منتشر نشود.
آن را که بهشتی صفتی داغ نکرده ستگر از ته دوزخ کشیش خام برآید
هوش مصنوعی: کسی که ویژگیهای بهشتی دارد و دلی پاک دارد، حتی اگر از اعماق دوزخ هم برآید، نمیتواند عذاب بکشد و در واقع از تحمل سختیها و مشکلات، آزاد خواهد بود.
برنامد، اگر جان من، ای هجر، مکن جهدگر یار همین است به ناکام برآید
هوش مصنوعی: اگر جدایی من، ای دوری، جانم را بگیرد، تلاشت را نکن، چون اگر عزیزم همین باشد، بینتیجه خواهد بود.
در کنگره عشق، گر افتد کله از سرصاحب قدمی کو که به یک گام برآید
هوش مصنوعی: اگر در مسیر عشق، اتفاقی بیفتد و کسی از مقام خود بیفتد، آیا کسی هست که بتواند با یک گام او را دوباره به جایگاهش برساند؟
جانا، چه به افسانه گذاری غم عشاقاین نیست مهمی که به پیغام برآید
هوش مصنوعی: ای جانا، چه اهمیتی دارد که قصه عشق عاشقان را بیان کنیم؟ مهم این نیست که خبر به گوش کسی برسد.
خسرو، اگرت نیست مرادی، مخور افسوسزیرا که همه کار به هنگام برآید
هوش مصنوعی: اگر ای خسرو، آرزویی نداری، غم مخور، چون همه چیز سر وقت خود به وقوع میپیوندد.