شمارهٔ ۵۴۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق عمیق و شیدایی دل عاشقانه است. شاعر از معشوق خود میخواهد که به حال او توجه کند و از ویژگیهای خاص او مانند زیبایی و لطافت یاد میکند. همچنین اشاره میکند که عاشق هیچ چیز جز معشوق را نمیبیند و اتفاقات دیگر برایش مهم نیستند. در واقع، عشق قوی او باعث شده که هیچ چیز دیگری برایش اهمیت نداشته باشد.
دل عاشق چرا شیدا نباشدبه عشق اندر جهان رسوا نباشد
هوش مصنوعی: دل عاشق چگونه میتواند بیدلهره و شیدایی باشد، وقتی که عشق در این دنیا او را به شهرت و معروفیت میرساند؟
نگویی تا به کی، ای شوخ دلبرترا پروای حال ما نباشد
هوش مصنوعی: نگو تا کی باید منتظر بمانم، ای معشوقهی شیرینزبان، تو که به حال ما اهمیتی نمیدهی.
به بستان لطافت سرو باشدولی چون قد او رعنا نباشد
هوش مصنوعی: در باغ، لطافت و زیبایی درخت سرو وجود دارد، اما هیچ چیز به زیبایی قامت راست و کشیده او نیست.
کدامین دیده در وی نیست حیران؟مگر چشمی که او بینا نباشد
هوش مصنوعی: کدام چشمی در او حیران نیست؟ مگر چشمی که نبیند و بینا نباشد.
نه دل باشد که غافل باشد از یارنه سر باشد که پر سودا نباشد
هوش مصنوعی: نه دلی میتواند از محبوبش غافل باشد و نه سرتی که در اندیشه و عشق او نباشد.
به نوعی دل ز خسرو در تو بستمکه با غیر توام پروا نباشد
هوش مصنوعی: به شکلی دل خود را به عشق خسرو به تو وابسته کردم که نگرانی از هیچ کس غیر از تو ندارم.