شمارهٔ ۵۵۷
هوش مصنوعی: این شعر به نسل بشر و تنهایی انسانها در جهان اشاره دارد. شاعر میگوید که در این دنیا افرادی که با هم همدل هستند، بسیار کماند و بیشتر انسانها در تنهایی زندگی میکنند. او به بیمعنایی و بیثمری زندگی اشاره میکند و نشان میدهد که درخت عمر پر از سختی و چالش است و انسانها برای جستجوی زیبایی (گل)، در واقع چیزی نخواهند یافت. همچنین، شاعر به بیفایده بودن امید به فردا و آیندههای نامعلوم انتقاد میکند و تاکید دارد که هیچکس از فراز زندگی، به جایی امن و مطمئن نمیرسد.
فلک با کس دل یکتا نداردز صد دیده یکی بینا ندارد
هوش مصنوعی: آسمان با هیچکس دوستی صمیمانه ندارد و از میان صدها چشم، تنها یک چشم بینا وجود ندارد.
درخت دهر سر تا پای خارا استتو گل جویی و او اصلا ندارد
هوش مصنوعی: درخت زمان تماماً از سنگ و سختی تشکیل شده و تو فقط به دنبال گل و زیبایی هستی، در حالی که این درخت هیچ زیبایی ندارد.
جهان از مردمی ها مردمان رانویدی می دهد، اما ندارد
هوش مصنوعی: جهان به انسانها وعدههایی میدهد، اما در واقع چیزی برای ارائه ندارد.
کسی از هفت بام چرخ بگذشتکه باغ هشت در مأموا ندارد
هوش مصنوعی: کسی از هفت آسمان عبور کرد که باغی با هشت دروازه برای ورود ندارد.
کسی کاین جا مربع می نشینددر ایوان مثمن جا ندارد
هوش مصنوعی: کسی که در اینجا به شکل مربع قرار میگیرد، در مکانی که باید به شکل مثمن باشد، جایی نخواهد داشت.
چرا خسرو، نیندیشی تو امروز؟از آن فردا که پس فردا ندارد
هوش مصنوعی: چرا امروز به فکر نیستی، خسرو؟ از روزی که به فردا نمیرسد.