شمارهٔ ۵۵۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی بتی سخن میگوید که چون او را میبیند، جانش از شوق و مستی پر میشود. او بیان میکند که دیدن این بت چنان تأثیری بر او دارد که حالش شبیه دیوانههاست. گیسوی او به قدری جذاب است که دلهای بسیاری را به خود بسته و در برابر زیبایی او تسلیم میشوند. شاعر همچنین تأکید میکند که دل او از سنگ سختتر است، اما به یک نگاه از چشم معشوق، نرم و در برابر عشق او تسلیم میگردد. در نهایت، او باور دارد که اگر کسی بخواهد زیبایی معشوق را توصیف کند، حتی قلم خسرو هم در دستش ناچیز و ناتوان خواهد بود.
بتی کز دیدنش جان مست گردددرون جان من پیوست گردد
هوش مصنوعی: رخسار زیبایی که وقتی به آن نگاه میکنم، روح من شاداب و سرمست میشود و در همان لحظه، ارتباط عمیقی با وجود من برقرار میکند.
مگو کز دیدن من، چیست حالت؟چو دیوانه که از می مست گردد
هوش مصنوعی: نگو که دیدن من چه حالتی به تو میدهد، مثل دیوانهای که از نوشیدن شراب سرمست میشود.
چو در گیسو گره بندی، بسا دلکه اقطاع ترا دربست گردد
هوش مصنوعی: وقتی که گرهای در موهایت ایجاد میکنی، بسیاری از دلها به طور کامل تحت تاثیر زیبایی تو قرار میگیرند.
دلی کز سنگ صد بار آهنین ترز یک پیکان چشمت پست گردد
هوش مصنوعی: دلهایی که از سنگ هم محکمترند، در برابر یک نگاه تو شکستگی پیدا میکنند.
ببین در جان من، مخرام، جاناکه دیده زیر پایت پست گردد
هوش مصنوعی: نگاهی به جان من بینداز، عزیزم، تا ببینی که چطور دیدهام در برابر پاهایت حقیر و خوار میشود.
اگر خامه کند وصف جمالتکه خسرو را قلم در دست گردد
هوش مصنوعی: اگر قلم بخواهد زیباییهای تو را توصیف کند، قلم خسرو هم در دستش بیکار میماند.