شمارهٔ ۵۶۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و تاثیر عمیق محبوبش اشاره میکند. او میگوید اگر چشمانش به محبوب بیفتد، زیبایی او به قدری غنا دارد که همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد. شاعر بیان میکند که اگر به لبهای محبوبش نگاه کند، احساساتی عمیق و بیپایان در او ایجاد میشود. هر بار که محبوب لبخند میزند، گلها در وجود او شکوفا میشوند. شاعر ابراز میکند که نمیخواهد پس از این، زیباییهای دیگر را ببیند و فقط میخواهد برای محبوبش دعا کند. در نهایت، او از درد فراق محبوب درد میکشد و زندگیاش را به خاطر دوری از او سخت میداند.
اگر چشم تو روزی بر مه افتدمه از خورشید باشد، در ته افتد
هوش مصنوعی: اگر روزی چشم تو به ماه بیفتد، ماه از خورشید هم زیباتر خواهد بود و در انتها قرار خواهد گرفت.
وگر شکل زنخدانت ببیندروانی آب حیوان در چه افتد
هوش مصنوعی: اگر کسی شکل زیبای لبهایت را ببیند، چه تاثیری بر روح او خواهد گذاشت و چه احساسی در دلش ایجاد خواهد شد.
چو در خندیدن آید باغ رویتگل اندر دیده مهر و مه افتد
هوش مصنوعی: وقتی که تو میخندی، باغ چهرهات مانند یک گل در چشمهایم میدرخشد و عشق و زیبایی را به ارمغان میآورد.
کند پیوند عمر از صبح رویتچو روز عمر گل را کوته افتد
هوش مصنوعی: وقتی که صبح روی تو آغاز میشود، پیوند عمر تو هم شروع میشود و مانند گل که عمرش کوتاه است، عمر تو نیز به سرعت سپری میشود.
نخواهم بعد ازین مه را ببینمگذر گر بر منت بعد از مه افتد
هوش مصنوعی: دیگر نمیخواهم ماه را ببینم، حتی اگر وقتی به سمت من بیاید، بر آن نگاه نخواهم کرد.
به رویت خواهم، الحمدی بخوانمغلط، ترسم که در بسم الله افتد
هوش مصنوعی: میخواهم به چشمانت نگاه کنم و سپاسگزاری کنم، ولی میترسم که در آغاز کار دچار اشتباه شوم.
دلم را در سر زلفت ره افتادغریبان را به هندوستان ره افتد
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زیباییهای زلف تو دلتنگ و گم شده است، مانند غریبههایی که در سرزمین هندوستان بیهدف و گم میشوند.
چو خواهد عارضت عشاق را عرضنظر بر من پس از چندین گه افتد
هوش مصنوعی: وقتی که بخواهی، عاشقان نظرشان را بر من عرضه میدارند، اما پس از مدتی طولانی این اتفاق میافتد.
فغان، ای جان که در خسرو فراقتچنان افتاد کاتش در که افتد
هوش مصنوعی: آه ای جان، در غم دوری تو چنان حالم بد است که انگار آتش در چیزی افتاده است.