شمارهٔ ۷۱۳
هوش مصنوعی: این شعر از احساس عمیق و درد درونی شاعر خبر میدهد. شاعر در آن از سوز و گداز روحی خود و بیکسیاش در شبهای تنها سخن میگوید. او از گریههای شبانه و حال نزار خود گلهمند است و بیان میکند که سوز او ناشی از عطش روحیاش است، نه فقط ضعف جسمی. همچنین به زاهدان نصیحت میکند که از آسانگذراندن از دنیا بپرهیزند، چرا که فتنهها و مشکلات بزرگی در کمین است. شاعر به زیبایی و قدرت معشوق خود اشاره میکند و نشان میدهد که تمامی دنیا در هالهای از محبت و قدرت او در حرکت است. در نهایت او تأکید میکند که همه چیز، چه خوب و چه بد، باید بگذرد و موقتی است.
شب ز سوزی که بر این جان حزین میگذردشعله آه من از چرخ برین میگذرد
هوش مصنوعی: در شب، دردی که بر این جان افسرده میگذرد، شعلهی افسوس من از آسمان میگذرد.
منم و گریه خون هر شب و کس آگه نیستبا که گویم که مرا حال چنین میگذرد
هوش مصنوعی: من هر شب به خاطر درد و غم خود گریه میکنم، اما هیچ کس نیست که متوجه حال من شود و بتوانم با او صحبت کنم.
سوزم آن نیست که از تشنگیم سینه بسوختآن است سوزم که به دل ماء معین میگذرد
هوش مصنوعی: من نمیسوزم به خاطر اینکه سینهام از تشنگی میسوزد، بلکه آتش سوزان من به خاطر این است که آب زلال و پاکی به دل من میرسد.
زاهد، از صومعه زنهار که بیرون نرویکه ازان سوی بلای دل و دین میگذرد
هوش مصنوعی: ای زاهد، مواظب باش از صومعه خارج نشوی؛ چرا که از آن طرف، خطراتی برای دل و ایمان تو lurking دارد.
میگذشتی شب و از ماه برآمد فریادکاین چه فتنه است که بر روی زمین میگذرد
هوش مصنوعی: در شب میگذشتید و ناگهان از ماه صدایی بلند شد که پرسید این چه آشوبی است که در زمین در حال وقوع است؟
باد از بوی تو مست است دلیریش نگرکه دوان پیش شه تختنشین میگذرد
هوش مصنوعی: باد به خاطر عطر تو شگفتزده است. جالب است که میبینی چگونه با شجاعت، جلوتر از شاه، که بر تخت نشسته، میگذرد.
قطب دنیا که فلک هرچه کند کار تمامهمه در حضرت آن رای متین میگذرد
هوش مصنوعی: محور و مرکز عالم، هر کاری که آسمان انجام دهد، همه در راستای آن اراده مستحکم و درست قرار دارد.
گر کنی جور وگر تیغ زنی بر خسروهمچنان دان که همان نیز و همین میگذرد
هوش مصنوعی: اگر به ظلم و ستم بپردازی یا همچون شمشیر بر سر پادشاهی قرار بگیری، بدان که این وضعیت نیز همچون دیگر چیزها زودگذر است.