شمارهٔ ۷۱۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به غم و اندوه ناشی از عشق و دل شکستگی اشاره میکند. او بیان میکند که هیچکس نمیتواند در مورد درد و رنج دیگران صحبت کند و هر کسی باید غم خود را بکشاند. شاعر احساس میکند که دلش از غم معشوقش خونین شده و اگر این غم ادامه داشته باشد، او راضی است که کمتر از خوشبختی کامل داشته باشد. همچنین، شاعر از دیگران میخواهد که او را از گریه کردن منع نکنند، زیرا این گریه بخشی از احساسات اوست. در نهایت، او از عشقش سخن میگوید، حتی اگر از ترس تبعات این دلتنگی، نتواند احساساتش را بیان کند.
تا ز خون ریختن آن غمزه ندامت نکندکس به راه غم او ذکر سلامت نکند
هوش مصنوعی: هیچکس از غم و اندوه آن معشوقی که باعث ریختن خون دلش شده، پشیمان نخواهد شد و به یاد او، کسی دعا و آرزوی سلامتی نمیکند.
آنچه بر بی گنهان می کند آن روی چو ماهبر گنه کاران خورشید قیامت نکند
هوش مصنوعی: هر آنچه بر بیگناه اتفاق میافتد، آن چهره زیبای ماه است، در حالی که بر گناهکاران، خورشید قیامت نخواهد تابید.
که کند فرق ز رخساره او تا خورشیدخط شبگون اگر از مشک علامت نکند
هوش مصنوعی: کسی که بتواند از چهرهاش تمایز قائل شود، تا چه رسد به اینکه آیا شباهتی با خورشید دارد یا نه، اگر علامتی به نرمی مشک نداشته باشد.
پیش قاضی فلک، مه چه کند دعوی حسن؟تا خطت بینه خویش اقامت نکند
هوش مصنوعی: در محضر قاضی آسمان، زیبایی چه کمکی میتواند بکند؟ تا زمانی که خط تو دلیلی بر زیباییات نباشد.
دل من کرده غمت خون و اگر غم این استبنده راضی ست به نیمی که تمامت نکند
هوش مصنوعی: دلم از غم تو خونین شده و اگر قرار بر این باشد که غم تو همیشه با من باشد، من به همین مقدار از عشق تو راضیام، حتی اگر تمام وجودم را پر نکند.
مکن از گریه مرا منع که دلسوخته راهیچ کس از جزع و گریه ملامت نکند
هوش مصنوعی: ممانعت از گریه من نکن، زیرا هیچکس عذاب و اندوه دلسوخته را سرزنش نمیکند.
خون ما ریزد و بیرون برد از خنده لبتکس به تنگ شکرش نیز غرامت نکند
هوش مصنوعی: اگر خون ما هم بریزد و از لبخند تو بکاهد، هیچکس برایش غرامت نمیدهد و پاسخی نمیدهد.
با تو خواهد که کند خسرو مسکین تقریرحال خود را، ولی از بیم اسائت نکند
هوش مصنوعی: خسرو مسکین میخواهد که حال خود را به تو بگوید، اما از ترس اینکه تو ناراحت شوی، این کار را نمیکند.