شمارهٔ ۷۱۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و رنج ناشی از آن است. شاعر بیان میکند که اگر دل او از عشق محبوب رنج بکشد، کلبه جانش پر از بلاهای او میشود. همچنین او به زیبایی محبوب اشاره میکند که حتی اگر خاک راهش در چشم او باشد، نورش جدایی ناپذیر است. شاعر به توصیف چشمهای محبوب پرداخته و میگوید که حتی رقیب نیز هنگام دیدن او کور میشود. او حس میکند که چشمهای محبوبش مست هستند و در عین حال از غمزههای او آه میکشد. عشق را با ترکیبهای زیبایی مثل «عسل» و «لعل» توصیف کرده و میگوید که دلش در جستجوی وصال محبوب است. در نهایت، او از احساس شادی ناشی از وصال محبوب صحبت میکند.
گر دل عاشقم از عشق تو رنجور شودکلبه جان ز بلاهای تو معمور شود
هوش مصنوعی: اگر قلب عاشق من از عشق تو آسیب ببیند، خانه وجودم پر از بلاهای تو خواهد شد.
هست روشن به رخت دیده، اگر خاک رهتباز در دیده کشم، نور علی نور شود
هوش مصنوعی: اگر چهرهات را در نظر بیاورم، روشنیاش تمام وجودم را پر میکند. حتی اگر خاک راهت را به چشمم بریزم، باز هم این روشنایی بیشتر خواهد شد.
گشت اعمی، چو خط سبز ترا دید رقیبچشم افعی چو زمرد نگرد، کور شود
هوش مصنوعی: وقتی که کور به رنگ سبز تو نگاه کرد، رقیبش همچون چشمی که شبیه افعی باشد، از زیبایی تو محو میشود و در برابرش نابینا میشود.
حالیا چشم تو مست است، چها می کند او؟آه، اگر غمزه زنان آید و مخمور شود
هوش مصنوعی: اکنون چشمان تو پر از مستی و شگفتی است، چه کارهایی که نمیکند! ای کاش کسی با ناز و غمزۀ خود بیاید و تو را بیشتر در این حال غرق کند.
گفت لعلت به تبسم که دل از ما برگیراز عسل، امر محال است، مگس دور شود
هوش مصنوعی: او با لبخندی به من گفت که نمیتواند دلش را از من بگیرد؛ مثل این است که بخواهد مگس را از عسل دور کند، که کار غیرممکنی است.
می رود جان به سر کوی تو دیدار طلبموسی، آری، طلبد وصل که بر طور شود
هوش مصنوعی: روح من به دنبال توست و از عشق تو به سر میبرد. مانند موسی که در جستجوی وصال خدا بود، من نیز طلب میکنم که به وصال تو برسم و به مقام والایی پروازی کنم.
جان من روی تو شد، ای خوشی جانم، اگرخسرو سوخته از وصل تو مسرور شود!
هوش مصنوعی: جان من وقف تو شده است، ای شادی روح من. اگر خسرو در عشق تو خوشحال شود، چه خوب است!