شمارهٔ ۷۴۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره longing و عشق عمیق به محبوب است. شاعر به آرزوی وصل و دوری از معشوق اشاره میکند و بیان میکند که اگر به محبوب متصل شود، زندگیاش چون زر میشود. او به تلاشهایش برای نوشتن از درد فراق میپردازد، اما درمییابد که این کار عمرش را هدر میدهد. همچنین، او اشاره میکند که چگونه عشق بر عقل غلبه میکند و از آنجا که اسم محبوب در او تأثیر عمیق دارد، حتی با اینکه بارها نامش را تکرار کرده، همچنان حسرتش باقی است.
بر من، ار دولت وصل تو مقرر میشدکارم از لعل گهربار تو چون زر میشد
هوش مصنوعی: اگر ممکن بود که وصل تو خوشبختی من را تعیین کند، کارم از لعل گرانبهای تو، چون طلا میشد.
دوش گفتم، نتوان دید به خوابت، لیکنبا فراق تو مرا خواب مقرر میشد
هوش مصنوعی: شب گذشته به تو گفتم که نمیتوانم در خواب تو را ببینم، اما با فاصلهای که از تو دارم، خواب برایم به جایی آسوده تبدیل میشود.
شرح هجران تو گفتم، بنویسم، لیکنننوشتم که بسی عمر در آن سر میشد
هوش مصنوعی: من دربارهی دوری تو صحبت کردم و میخواستم بنویسم، اما ننوشتم، زیرا میدانستم که زمان زیادی صرف آن خواهد شد.
بارها شمع بکشتم که نشینم تاریکخانه دیگر ز خیال تو منور میشد
هوش مصنوعی: بارها تلاش کردم که شمعی را خاموش کنم و در تاریکی خانه بنشینم، اما باز هم خیال تو باعث میشد که نور بر افروزد.
عقل وارون ز تمنای تو منعی میکردعشق می آمد و او نیز مسخر میشد
هوش مصنوعی: عقل به دلیل خواستههای تو مانع میشد، اما عشق میآمد و او هم تحت تأثیر قرار میگرفت.
گرچه بسیار بگفتم نیامد در گوشخوشتر از نام تو، با آنکه مکرر میشد
هوش مصنوعی: با اینکه بارها کلامی زیبا و دلنشینتر از نام تو شنیدم، اما هیچکدام به اندازه نام تو در گوشم خوش نمینشیند.