شمارهٔ ۷۸۲
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر ناامیدی و اندوه از وضعیت جهان و انسانهاست. شاعر میگوید که دیگر خبری از عافیت و مردانگی در دلها و زندگیها نیست. او به قطع رابطه وفا و محبت در زمین اشاره میکند که باعث میشود حتی در طبیعت نیز نشانههای زیبایی و سرزندگی کمرنگ شود. شاعر به فردی به نام خسرو توصیه میکند که غصهها را در خود فرو ببرد، زیرا در این دنیا درد و همدردی دیگر جایی ندارد. در کل، شعر به حسرت و فقدان ارزشها و زیباییها در زندگی اشاره دارد.
عافیت را بر زمین گردی نماندمردمی را در جان مردی نماند
هوش مصنوعی: آرامش و امنیت در دنیا برای هیچ کس باقی نمانده و در دل مردان نیز دیگر نشانی از جوانمردی و شجاعت نیست.
خاک بر فرق جهان زان کز وفادر همه روی زمین گردی نماند
هوش مصنوعی: دنیا را بر سر خاک بزنید، زیرا در هیچ کجای این زمین نشانی از وفا و صداقت باقی نمانده است.
زان نمی خیزد چمن کز بهر اومرصبا را هم دم سردی نماند
هوش مصنوعی: چمن به خاطر او نمیبالد و نمیخروشد، حتی سرما هم نمیتواند مانع از زیبایی او شود.
کیمیا شد زر چنان کز رنگ اوبوستان را هم گل زردی نماند
هوش مصنوعی: طلای ناب به گونهای شد که اثری از رنگ آن در بوستان باقی نمانده است و همه گلهای زرد از بین رفتهاند.
غصه را بر خود فروبر، خسرواچون همه درد است و همدردی نماند
هوش مصنوعی: غم و اندوه را در درون خود پنهان کن، چرا که در نهایت تمام دردها مشابه هستند و دیگر هیچ همدردی باقی نمانده است.