شمارهٔ ۹۷۳
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و حسی عمیق نسبت به معشوق است. شاعر بیان میکند که هر کسی که با غم معشوق همدردی کند، بهخود اختیاری میدهد که میتواند خود را در عشق غرق کرده و قدم در این راه نهد. وجود معشوق مانند برقی است که زیباییهای جهان را نمایان میسازد و قداستی خاص به آن میبخشد. عشق به معشوق آنقدر قوی است که حتی دوری از او هم باعث فرار غم نمیشود و اشتیاق به وصال او بیداد میکند. در نهایت، شاعر نیکسیرت را آرزو میکند که شبی در کنار معشوق بگذراند.
هر که دل با غم تو یار کندتیغ را بر سر اختیار کند
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش با غم تو همراه باشد، کینه را مانند تیغ بر سرش میگذارد.
هر کسی را محل کجا که قدمدر ره عشق استوار کند
هوش مصنوعی: هر کس که در مسیر عشق گام بردارد، جایی برای خود پیدا میکند.
چون تو برقع برافگنی، ایامصحن آفاق پر نگار کند
هوش مصنوعی: وقتی تو حجاب خود را کنار بزنی، روزگار به زیبایی و زینت مناظر جهان جلوهگر میشود.
ور به جولان در آری اشهب حسنچشم خورشید پر غبار کند
هوش مصنوعی: اگر اسب زیبای تو به رقص و جست و خیز درآید، زیبایی چشمانت مانند خورشید، پر از غبار و درخشان خواهد شد.
کز وصال تو تا به صد فرسنگغم ز نزدیک من فرار کند
هوش مصنوعی: به خاطر نزدیکی و وصال تو، غم از من دور میشود و حتی تا صد فرسنگ هم نمیتواند به من نزدیک شود.
بس ز لعل تو بوسه ها دزددبر رکاب تو تا نثار کند
هوش مصنوعی: از زیبایی لبهای تو بوسهها میدزدند و بر سر تو نثار میکنند.
اندران آرزوست خسرو نیزکه شبی بر درت قرار کند
هوش مصنوعی: خسرو نیز آرزو دارد که شبی در کنار تو بماند و به درگاهت حضور یابد.