شمارهٔ ۹۹۳
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی دلبر بیوفا و ناامیدی شاعر از عشق اوست. شاعر از خیانتهای معشوق گلایه میکند و به عدم وفاداری او اشاره میکند. او همچنین از رنج و درد خود سخن میگوید و به این موضوع میپردازد که با وجود تمام این مشکلات، چه کاری میتواند انجام دهد. احساس helplessness (ناتوانی) و عشق Deep (عمیق) در میان این تعارضات وجود دارد و شاعر در نهایت به سرنوشت و تقدیر تسلیم میشود.
دلبرم بی وفاست، چتوان کردمیل او با جفاست، چتوان کرد
هوش مصنوعی: عشقم وفادار نیست، چه کار میتوان کرد؟ خواستههای او با بیوفایی همراه است، چه کار میتوان کرد؟
چون دل پادشاه کشور حسنفارغ از هر گداست، چتوان کرد
هوش مصنوعی: دل پادشاه سرزمین زیبایی از توجه به گداها و نیازمندان تهی است، در این صورت چه میتوان کرد؟
ماجراها میان حسن و وفاستحسن دور از وفاست، چتوان کرد؟
هوش مصنوعی: داستانها و اتفاقات بین حسن و وفا وجود دارد، اما حسن از وفا دور است. در این حالت چه میتوان انجام داد؟
دلبر بیوفای عهد شکنچون نه بر عهد ماست، چتوان کرد؟
هوش مصنوعی: عزیز بیوفا که پیمانشکن است، وقتی به عهد ما پایبند نیست، چه میتوانیم بکنیم؟
از غمت جان به لب رسید مراچون ترا این رضاست، چتوان کرد؟
هوش مصنوعی: از میزان غم تو، جانم به لب رسیده است. چه چیز میتوان کرد وقتی که این وضعیت برای تو قابل قبول است؟
آن بت سست عهد سخت کمالظلم پیشش رواست، چتوان کرد؟
هوش مصنوعی: این شخص که وفای به عهد ندارد و در کمال ظلم است، رفتار و عمل او چه وابستگیای دارد؟ چه کاری از دست ما ساخته است؟
چون هنوز آن نگار شهر آشوببر سر ماجراست، چتوان کرد؟
هوش مصنوعی: وقتی که هنوز آن معشوقه زیبا و پرجذبه در مرکز دلدادگی ماست، چه میتوان کرد؟
دل به شوخی ربود از دستمدلبر دلرباست، چتوان کرد؟
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی محبوبی که دارم، به طور ناگهانی و به طور شوخی دلم را ربوده است. حالا من چه کار میتوانم بکنم؟
کلی اختیار تو خسروچون به دست قضاست، چتوان کرد؟
هوش مصنوعی: اختیار تو، ای خسرو، تنها در دستان تقدیر است؛ پس چه چیزی میتوان انجام داد؟