شمارهٔ ۱۱۶۹
هوش مصنوعی: این شعر توصیفگر زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و شاعرانه، به وصف لبهای شیرین، رخسار دلربا و حالت بیمثال معشوق میپردازد. او اشاره میکند که عشق و شوق به این زیباییها، دل عاشقان را به درد میآورد و آنها را در جوش و خروش میاندازد. شاعر همچنین به تمایل خود برای نشستن با معشوق و نوشیدن شراب اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که بدون وجود معشوق، لذتی از خوشی و مستی نمیبرد. در پایان، او به توبه و سرگرمی در عشق و شادی تأکید میکند.
ای لب چون شکرت چشمه نوشای رخ چون قمرت غارت هوش
هوش مصنوعی: ای لبهای شیرین تو همچون شکر و ای روی تو همچون ماه، دل و عقل را از انسان میرباید.
ورق گل بدریده ست صباتا بدید آن خط چون مرزنگوش
هوش مصنوعی: نسیم بهار وقتی برگهای گل را بیدار کرد، به خطی زیبا و دلانگیز که شبیه رنگ مرزنگوش بود، توجه کرد.
هر دم از روی خوی آلوده تولاله را خون دل آید در جوش
هوش مصنوعی: هر لحظه به خاطر زیبایی و جذابیت تو، لالهها در حال خونگریه هستند.
دل عشاق چنان می ببریکه خبر می نشود گوش به گوش
هوش مصنوعی: دل عاشقان را به گونهای میشکنی که هیچ کس از آن باخبر نمیشود و این راز هیچ جا بازگو نمیشود.
کسی بود آنکه نشینم با توباده در دست و گل اندر آغوش
هوش مصنوعی: کسی بود که با او بنشینم و در دست بادهای داشته باشم و گلی را در آغوش بگیرم.
من قدح دیر ندارم بر دستتا تو مستانه نگویی که بنوش
هوش مصنوعی: من دیگر جام می در دست ندارم تا تو با حال مستی به من نگویی که بنوش.
لب نهم بر لب لعلت، وانگاهمی لبالب کنم و نوشانوش
هوش مصنوعی: من به لبهای تو میچسبم و آنگاه میزنم به لبهای خودم تا از آن نوشیدنی شیرین آغشته شوم.
خسروا، توبه چو نی در حد تستباری اندر طرب و مستی کوش
هوش مصنوعی: ای خسرو، توبهی تو فقط در حد گفتار است، پس در شادی و خوشحالی کوش و از مستی لذت ببر.