شمارهٔ ۱۱۷۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شب خوش و فرخندهای اشاره دارد که در آن عشقی را تجربه کرده و در آغوش محبوب خود بوده است. او به احساسات عمیق و سرمستیاش اشاره میکند و میگوید که نتوانسته از زیبایی محبوبش سیر شود. دلش خونین است، اما در سکوتی مطلق، اشک میریزد. حتی اگر مخدوش شود یا شراب بنوشد، این عشق و حسی که نسبت به او دارد، او را مست و بیخبر از حال خود کرده است. شاعر همچنین به مخاطب هشدار میدهد که زیبایی محبوب را نادیده نگیرد و فراوانی محبتی که در دلها وجود دارد را بفروشد. او به نالههایی که از دل برمیآید و به حس زیبایی پاسخ میدهد، اشاره میکند و به این نکته میپردازد که این احساسات و صداها زیبا و دلنشیناند.
شاد باش، ای شب فرخنده دوشکه فلان بود مرا در آغوش
هوش مصنوعی: شاد باش، ای شب خوشی که دیروز کسی مرا در آغوش گرفت.
نه همی سیر شد از رویش چشمنه همی پر شدی از قولش گوش
هوش مصنوعی: چشم از زیبایی او سیر نمیشود و گوش از گفتارش سیراب نمیگردد.
ماجرای دل خون گشته مندیده می ریخت برون، من خاموش
هوش مصنوعی: دل شکسته و پر از درد من، به گونهای است که اشکهایم بیصدا بر زمین میریزند.
مست بودم خبر از خویش نداشتباده را گر چه نمی کردم نوش
هوش مصنوعی: در حال مستی بودم و از حال خودم بیخبر بودم، و هرچند که شراب نمینوشیدم، اما تاثیر آن را حس میکردم.
او همی گفت سخن، من حیراناو همی خورد می و من بیهوش
هوش مصنوعی: او مشغول صحبت بود و من در فکر او غرق شده بودم. او از شراب مینوشید و من در حال بیهوشی بودم.
ای که آن روی ندیدی زنهارگر مقابل شویش دیده مپوش
هوش مصنوعی: ای کسی که آن چهره زیبا را ندیدهای، مواظب باش که اگر با او روبرو شوی، چشمانت را از دیدن او پوشاندن نکن.
هست بازار تو در دلها گرمحسن چندانکه توانی بفروش
هوش مصنوعی: در دلها علاقه و محبت به تو زبانه میکشد، هرچقدر که بتوانی از زیباییها و خوبیهای خود بهرهبرداری کنی و آنها را به نمایش بگذاری.
ناله خسرو بشنو که خوش استبر در شاه فغان چاووش
هوش مصنوعی: ناله و گریه خسرو را بشنو که در برابر شاه بسیار دلنشین و زیباست.