شمارهٔ ۱۱۸۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با بیان احساسات عاشقانه و سرمستی خود، از بوسهای که بر پای او زده میشود سخن میگوید. او خواهان شراب است تا به حالتی خاص و عمیقتر فرو برود. شاعر به زهد و لباسهای مقنع زاهد اعتراض میکند و میگوید که از این لباس خسته شده و عشق را بالاتر از عبادت میداند. او به محبوبش میگوید که عشقش او را به حالت سرمستی کشانده و همگی را از پوسته و ظاهر بینیاز کرده است. در نهایت، او به بزم و خوشیهای اهل صفا اشاره میکند و میگوید که انتقادات و طعنههای دیگران بر او بیتاثیر است، زیرا او به عشق و سرمستی خود ادامه میدهد.
شد آن که پای مرا بوسه می زند او باشبیار باده که گشتم قلندر و قلاش
هوش مصنوعی: کسی که پای مرا میبوسد حالا همان شخصی است که به من میگوید باده بیاور، چون من دیگر به حالتی دگرگون و سرگردان تبدیل شدهام.
چو تو به رفت سر صوفیی چو من، ای مستبه جرعه تر کن و هم از سفال خم بتراش
هوش مصنوعی: وقتی تو مانند من به سفر صوفیانه دست زدی، ای دلبسته، با نگاهی به جرعهای از جام، از خمی که از سفال ساخته شده، بگذر و بیندیش.
مرا ز مقنع زاهد کنید خرقه زهدکزین لباس فرو پوشم آن عبادت فاش
هوش مصنوعی: مرا از پوشش زاهدانه و لباس زهد دور کنید، چرا که به خاطر این لباس میخواهم عبادتی علنی و آشکار داشته باشم.
منم ز عشق تو خشخاش ذره ذره ولیبه مته چند توان سر برید از خشخاش؟
هوش مصنوعی: من به عشق تو مانند دانههای خشخاش هستم، اما آیا با مته میتوان به تعداد زیاد از این دانهها برید؟
شدیم ما همه بی پوست، بس که چهره مابر آستانه سیمین بران گرفت خراش
هوش مصنوعی: ما همه مثل بیپوست شدهایم، زیرا چهرهمان در آستانه نقرهای (زیبایی) آنقدر خراش خورده که دیگر نمیتوانیم خود را احساس کنیم.
به بزم آنکه دعایی کنند اهل صفازهی سعادت، اگر طعنه ام زنند اوباش
هوش مصنوعی: در محفل کسی که به یاد او دعا میکنند و اهل صفا هستند، خوشا به حال من؛ حتی اگر افراد بیادب به من طعنه بزنند.
اگر ز خامه کج افتاد نقش ما، چه کنیم؟چگونه عیب توانیم کرد بر نقاش!
هوش مصنوعی: اگر نقشی که از ما به تصویر کشیده شده، به خاطر خطای قلم نادرست باشد، چه کاری میتوانیم انجام دهیم؟ چگونه میتوانیم به هنرمند انتقادی وارد کنیم؟
نبود بر در مسجد چو خسروا، بارمگرو به خانه خمار کردم این تن لاش
هوش مصنوعی: زمانی که در درب مسجد خبری از افرادی بزرگ و محترم نیست، من این بدن بیروح و بیارزش را به خانه مشروب و شغل ناپسند واگذار کردهام.