شمارهٔ ۱۲۱۵
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت و راهنمایی پرداخته و مخاطب را از زندانی شدن در دنیای مادیات و فراموش کردن عهد اولیهاش با معشوق (خدا) هشدار میدهد. شاعر از او میخواهد که از زندگی دنیا فاصله بگیرد و به جمع یاران حقیقی و بیریا بپیوندد. او تأکید میکند که کسی که منزل اصلیاش در عالم معنی و حقیقت است، نباید در مکانهای مادی مثل خراسان یا عراق سکنی گزیده و باید به سرچشمه عشق و حقیقت بازگردد. در نهایت از او میخواهد که به سمت جمع دوستان و همراهان حقیقی برگردد که دنیای واقعی در آنجا است.
رسید دوش ندایی ازین بلند رواقکه، ای مقیم زوایای شهربند فراق
هوش مصنوعی: در شب گذشته صدایی از ارتفاعات به گوشم رسید که به کسی که در گوشههای شهر غم فراق زندگی میکند، خطاب میکرد.
درین حضیض چرا گشته ای چنین محبوس؟گذر چو طایر قدسی از اوج این نه طاق
هوش مصنوعی: چرا در این نقطه پایین و محصور ماندهای؟ همچنان که پرندهای آسمانی از بلندیها عبور میکند، تو نیز باید از این محدودیتها فراتر بروی.
مناققند و ریای جمیع اهل بشربیا به صحبت یاران بی ریا و نفاق
هوش مصنوعی: افراد بسیاری در میان مردم با نیرنگ و فریب زندگی میکنند، اما بیا و با دوستانی که صادق و بیریا هستند، وقت بگذران.
ترا به روز ازل با حبیب عهدی بودچه آمدت که فراموش کرده ای میثاق؟
هوش مصنوعی: در روز نخستین خلقت، تو با دوست خود پیمانی بستهای. چرا اکنون فراموش کردهای آن عهد و میثاق را؟
مرو به قول مخالف به هرزه راه حجازوگرنه راه نیابی به پرده عشاق
هوش مصنوعی: به دیگران اعتماد نکن و به بیراههها نرو، چون در این صورت به محبت و عشق حقیقی نخواهی رسید.
کسی که مسکن اصلیش عالم علویستچه می کند به خراسان، چه می رود به عراق؟
هوش مصنوعی: کسی که محل اصلی زندگیاش در جهان بالاست، چه نیازی دارد به خراسان برود یا به عراق سفر کند؟
ز خویش بگذر و باز آی سوی ما، خسروکه نیست خوش تر از این جای در همه آفاق
هوش مصنوعی: از خودت فاصله بگیر و دوباره به ما بپیوند، ای فرمانروایی که در هیچ گوشهای از دنیا جای بهتری از این وجود ندارد.