تناجی
امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۲۸۵

غمت با این و با آن گفتم، نگفتماگر چه ترک جان گفتم، نگفتم
ترا جان گفتم، ای دلبر تو دانیکه من این از زبان گفتم، نگفتم
به خاموشی بکش مسکین منی راچنین ار یا چنان گفتم، نگفتم
خوش آن لحظه که تو گویی به صد ناز«همین داد کان فلان گفتم، نگفتم »
به گوشت گر چه گفتم راز خسروتو گویی «بود آن گفتم، نگفتم »