شمارهٔ ۱۲۸۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات عاشقانه و فداکاری خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او میگوید که با هر نخی که به دست باد فرستاده میشود، بویی از معشوق را به خود میچسباند و حتی اگر دشمنان تیر بر قلبش بزنند، جانش را به استقبال تیر معشوق میفرستد. شاعر برای خونبهای خود اشاره میکند که جانش را به راحتی فدای معشوق میکند، و اگر پرندهای مانند همای به سراغش بیاید، دیگر به فکر سگ دربان خواهد بود. او از عشق خود به معشوق میگوید و تصریح میکند که برای خدمت به او هر نوع فداکاری را انجام خواهد داد، حتی اگر این به قیمت جانش تمام شود. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که عشق او به معشوق بسیار عمیق و واقعی است.
به دست باد، کان سو جان فرستممرا بویی ست آخر آن فرستم
هوش مصنوعی: به دست باد میسپارم که من را به سمت آن سوی بفرستد چرا که از آنجا بویی به مشامم میرسد.
اگر خود تیر بر جانم گشاییبه استقبال تیرت جان فرستم
هوش مصنوعی: اگر تو به من آسیب بزنی، من با کمال میل جانم را برای تو میفرستم.
به کشتن خون بهایم آنقدر بسکه گویی بهر خون فرمان فرستم
هوش مصنوعی: به کشتن دامهایم آنقدر ارزش قائل هستم که انگار برای هر قطره خون آنها، دستوری صادر میکنم.
همایی چون تو، وانگه استخوانمبگو تا بر سگ دربان فرستم
هوش مصنوعی: اگر موجودی مثل تو را ببینم، تنها آن زمان است که استخوانهایم را به تو میگویم تا آن را برای نگهبانم بفرستم.
اگر گوید، برنجد از طفیلیسری در خدمت چوگان فرستم
هوش مصنوعی: اگر او بخواهد ناراحت شود، من با کمال احترام یک پیشکش کوچک برای او ارسال میکنم.
نماند اندر تنم نقدی که بر شاهخراجی زین ده ویران فرستم
هوش مصنوعی: در بدنم چیزی باقی نمانده که بتوانم به شاه به عنوان مالیات بفرستم؛ از این خانه خراب شده چیزی نگهداری نکردهام.
ز تیزی نظر کش نه به شمشیرکه خسرو را به تو قربان فرستم
هوش مصنوعی: به جای اینکه به سلاح و قدرت شمشیر متوسل شوم، با نگاه تند و تیز تو، خسرو را برای تو فدای خود میکنم.