شمارهٔ ۱۲۹۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ساقی میخواهد که جام را پر کند تا او بتواند مست شود. او به نوعی ابراز میکند که تمام وجودش به نوشیدن میگذرد و از ساقی درخواست میکند تا او را از شرم و عذاب وجودش رهایی بخشد. شاعر به این موضوع اشاره میکند که اگر دیگران به لذت پرستی میپردازند، او نیز به ساقی عشق میورزد و در مستی، به خوشحالی و آرامش میرسد. او به روشنی بیان میکند که مستیاش از عشق و وصال با محبوب است و این حال درونی او از هنگامی آغاز شده که با معشوقش (خسرو) نشسته است.
لبالب کن قدح ساقی که مستمبه می ده جملگی اسباب هستم
هوش مصنوعی: به من جام پر از شراب بده، زیرا من غرق در خوشی هستم و تمام چیزها برای من فراهم است.
مرا کن سرخ رو از جرعه خویشچه میرانی که پیشت خاک بستم؟
هوش مصنوعی: من را از شراب خود سرخرو کن، چرا که من به خاطر تو بر خاک افتادهام.
اگر اصحاب عشرت می پرستندبیا ساقی که من ساقی پرستم
هوش مصنوعی: اگر دوستان خوشگذران به خوشی و لذتهای دنیوی روی آوردهاند، من هم به دنبال کسی هستم که مرا به شادی و سرور برساند.
مرا گویند، در مستی چه دیدی؟که می گویی دل اندر باده بستم
هوش مصنوعی: میپرسند که در حال مستی چه تجربهای داشتی؟ که تو همیشه از عشق و دلباختگی در میان می و باده سخن میگویی.
تعالی الله، ازین بهتر چه باشد؟که از ننگ وجود خود برستم
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ است و جز این، چه چیزی بهتر میتواند وجود داشته باشد؟ من از خجالت وجود خود رهایی یافتم.
حد مستی من، ای تیغ، زن، زانکنه من از می، ز روی خوب مستم
هوش مصنوعی: حد مستی من، ای تیغ، بزن، زیرا که من به خاطر زیبایی معشوقهام مست هستم، نه به خاطر شراب.
مرا گویی که از کی باز مستی؟از آن روزی که با خسرو نشستم
هوش مصنوعی: میگویی از کی مستی؟ از وقتی که با خسرو بودم و نشستم.