شمارهٔ ۱۳۱۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با بیانی غمگین و عاشقانه از درد و اندوه قلبی خود سخن میگوید. او میخواهد که دل شکستهاش را از دست معشوقش در خون خود غرق کند و اشکها را که همچون دریاهایی از خون است، در چشم خود ببیند. او به عشق و زیبایی چشم معشوق اشاره میکند و دلش به تیر نگاه او مجروح شده است. شاعر به یاد لبان سرخ معشوق و زیباییهای دیگر او، ناراحتی و حسرت خود را ابراز میکند و آرزو دارد که از این درد به طور ابدی رهایی یابد.
خواهم دل خون گشته را از دست تو در خون کشمیعنی به دیده آرمش وز دیده در جیحون کشم
هوش مصنوعی: میخواهم دلی که به خاطر تو زخمی شده است را از تو بگیرم و با اشکهایم آن را به نمایش بگذارم، سپس آن را در جیحون بریزم.
چشمم که زیر هر مژه دارد دو صد دریای خونزان رو به نوک هر مژه صد گوهر مکنون کشم
هوش مصنوعی: چشم من زیر هر مژهاش دو صد دریای خونی دارد، به همین دلیل به نوک هر مژهام صد گوهر پنهان را میکشم.
چشم خوشت مستانه زد تیری به دل دی از نظربادا به جانم تا ابد، از دل اگر بیرون کشم
هوش مصنوعی: چشم زیبای تو با نگاهی شگفتانگیز، دلم را هدف قرار داد. امیدوارم تا ابد این عشق در وجودم باقی بماند، حتی اگر بخواهم آن را از دل بیرون بکشم.
گفتی که چشم از لعل من بردار و بر رویم فگنچشمم به خون پرورده است، در دامنش از خون کشم
هوش مصنوعی: تو گفتی که از زیبایی من چشم بپوش و نگاهت را از من بردار، اما چشمانم از عشق و آرزوی تو پر از اشک شده است. من هم در دامانت از درد و غم عشقت میریزم.
خواهد که روی زرد را، خسرو، بسازد یار سرخگریان به یاد آن لبان جام می گلگون کشم
هوش مصنوعی: دوست گرامی، خسرو آرزو دارد که رنگ رخسار زردش را با یار سرخی که به یاد لبهایش اشک میریزد، تغییر دهد و به زیباییهای دلخواهش دست یابد.