شمارهٔ ۱۳۵۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که اگر هر شب شکایت و ناله نکند، خود را بدنام کرده است. او همچنین ابراز میکند که اگر نتواند معشوق خود را ببیند، ناچار به ناله و زاری خواهد شد. شاعر میگوید که روزی از یاد معشوقش خواهد مرد و بهتر است که به بستان نرود. عشق او به معشوق موجب دیوانگیاش شده و او به فکر چارهای برای این درد و غم است. او همچنین اشاره میکند که آشنایانش از او بیگانه شدهاند و تاکنون نصیحتهای مختلفی شنیده، اما کمتر به آنها عمل کرده است. در نهایت، او از توبهاش شکر میگوید زیرا این سبب شده تا از محبتهای بیهوده خودداری کند و در پی خوشیهای فانی نباشد.
من اگر بر در تو هر شبی افغان نکنمخویش را شهره و بدنام بدینسان نکنم
هوش مصنوعی: اگر من هر شب در درگاه تو ناله نکنم، شهرت و بدنامی خود را اینگونه رقم نزنم.
گر دهم دردسری تنگ میا بر من، ازآنکنتوانم که تو را بینم و افغان نکنم
هوش مصنوعی: اگر من درگیر مشکلی شوم، نیا بر من فشار بیاور، چون نمیتوانم تو را ببینم و نمیتوانم فقط آه و ناله کنم.
روزی از یاد رخت پیش گلی خواهم مردمن همان به که گذر بیش به بستان نکنم
هوش مصنوعی: روزی به خاطر یاد تو، به خاطر زیباییات خواهم مرد. بهتر است که از این باغ و گلها عبور نکنم و به آنجا نروم.
وه که دیوانه دلم باز به بازار افتادمن نمی گفتم کافسانه هجران نکنم
هوش مصنوعی: کاش دیوانهوار به بازار عشق برنگردم، زیرا هرگز نمیخواستم داستان جدایی را تکرار کنم.
غم خورد این دل بیچاره، زبانش دادیبعد از این چاره همانست که درمان نکنم
هوش مصنوعی: این دل بیچاره غمهای زیادی را تحمل کرده است و حالا بهترین راهکار برایش این است که به جای درمان دردهایش، هیچ اقدامی نکند.
آشنایان همه بیگانه شدند از من، از آنکهر کسی مصلحتی گوید و من آن نکنم
هوش مصنوعی: همه کسانی که با من آشنا بودند، اکنون برای من بیگانه شدهاند؛ چون هرکس به فکر منافع خود است و من برخلاف آن رفتار میکنم.
شکر گویم ز تو، ای توبه که کورم کردیتا نظر بازی از این پیش به خوبان نکنم
هوش مصنوعی: من از تو سپاسگزارم، ای توبه، که مرا به حدی نادیده کردهای که دیگر نتوانم به زیباییها توجه کنم و به آنها نگاه کنم.
خلق گویند «دعا خواه ز خوبان » نرومروزگار خوش درویش پریشان نکنم
هوش مصنوعی: مردم میگویند که برای برآورده شدن آرزوهایم باید از کسانی که خوب هستند خواستههای خود را طلب کنم، اما من تصمیم دارم که با زندگی درویشوارم، روزگار خوشم را خراب نکنم و به فکر دلم و آرامش خود باشم.
چند گویند، که خسرو، ز بتان چشم بدوزگر میسر شودم روی بدیشان نکنم
هوش مصنوعی: بسیاری میگویند که اگر بتوانم از زیباییهای معشوق خود چشم بر ندارم، هرگز به چهرهی زشت کسی نگاه نخواهم کرد.